پژوهشهاي علوم تاريخي، سال 9 ،شمارة 1 ،بهار و تابستان 1396 ساوه در گذر زمان )تحوالت تاريخي شهر ساوه با اتکا به منابع مکتوب( * حسن کريمیان دانشیار گروه باستانشناسی دانشگاه تهران مريم رحیمنژاد دانشآموختهی کارشناسی ارشد باستانشناسی دانشگاه تهران )از ص 81 تا 102) تاريخ دريافت مقاله: 27/12/95 ؛ تاريخ پذيرش قطعي: 20/06/96 چکیده ساوه یکی از شهرهای مشهور منطقة جبال در دوران اسالمی است که بهدلیل قرارگیری در مسیر ارتباطی دارالخالفة بغداد به شمالشرق به عنوان منزلگاهی مهم ایفای نقش نموده است. موقعیّت ویژة این شهر در پیوندگاه مهمترین راههای کاروانی و نیز شرایط مساعد طبیعی موجب شده تا بتواند از تحوالت تاریخی گذر نموده و در کانون توجه جغرافینویسان و مورخان قرار گیرد. از آنجاییکه بقایای شهر کهن ساوه و بافت تاریخی آن به دلیل توسعة شهر جدید دچار تغییر شده، بررسی این تغییرات ضرورتی اجتنابناپذیر مینماید. در نوشتار حاضر، تالش شده است تا با اتکا به منابع مکتوب تاریخی و همچنین گزارش سیّاحانی که این شهر را مورد بازدید قرار دادهاند، تحوالت تاریخی آن مورد بحث قرار گیرد. بدیهی است یافتههای پژوهش میتواند در بازیابی سازمان فضایی شهر و حفاظت از محدودههای تاریخی آن مورد استفاده قرار گیرد. واژههاي کلیدي: شهرهای جبال، بافت تاریخی ساوه، شهرهای اسالمی، شهرهای ایران، سازمان فضایی شهر ساوه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ * hkarimi@ut.ac.ir :مسئول نويسندهي رايانامهي 82 / ساوه در گذر زمان، )تحوالت تاريخي شهر ساوه با اتکا به منابع مکتوب( 1 .مقدمه بیتردید مکتوبات تاریخی را میتوان مطمئنترین منابع در بازیابی سازمان فضایی شهرها بهشمار آورد. این اسناد تاریخی به شکل مؤثری میتوانند در تشخیص تحوالت مرتبط با شکلگیری، رشد و توسعه، استمرار و یا انهدام شهر مورد استفاده واقع شوند. منابع تاریخی و متون جغرافیایی کهن، سرزمینهای واقع در رشتهکوه زاگرس و انشعابات آن را با عنوان »ایالت جبال« مشخص و ساوه را در این ایالت جای دادهاند. بهعنوان نمونه، ابنحوقل )فو 380 ه.ق( تصویری از ایالت جبال ارائه داده که نام ساوه و آوه )آبه( در آن آمده است. همزمان، ابنرُسته اصفهانی )فو بعد از 290 ه.ق(، مؤلف ناشناس کتاب حدود العالم من المشرق الی المغرب )تألیف به 372 ه.ق( و ابنفقیه همدانی )340-255 ه.ق( نیز ساوه را از شهرهای بسیار مهم ایالت جبال دانستهاند )ابنرسته، صص 122-121؛ حدودالعالم، صص 140-139؛ ابنفقیه همدانی، صص 23 ،66-65 .)مدتیبعد، مقدسی )390-334 ه.ق( در احسن التقاسیم، ایران را به هشت اقلیم تقسیم و ایالت جبال )عراق عجم( را در اقلیم چهارم جای داده و ساوه را نیز در این اقلیم آورده است )فقیهی، صص 616-606 .)احمد بن محمد جیهانی )نیمة نخست قرن چهارم هجری( هم ساوه را ازجمله 1 شهرهای ایالت جبال دانسته است )جیهانی، ص 143 .)در تصویری که ابواسحق ابراهیم اصطخری )فو 346 ه.ق( از ایالت جبال ارائه میدهد نیز نام ساوه و آوه )آبه( در مجاور هم قابلرؤیت است )اصطخری، ص 565.) در نوشتار حاضر سعی شده تا ضمن بهرهگیری از منابع تاریخی مشخص شود که این شهر در چه زمانی احداث و در چه دوره یا دورههایی رونق داشته و ساختار فضایی آن چه دگرگونیهایی را تجربه کرده است؟ روش انجام این تحقیق کتابخانهای و رویکرد آن تاریخی- فرهنگی است. هدف آن است تا با استفاده از منابع مکتوب معتبر اعم از نوشتههای جغرافینویسان قرون اولیة اسالمی، منابع تاریخی )محلی و ملی(، گزارشهای سیّاحان و سفرنامهنویسان، نقشههای تاریخی و هر سند دیگر، تحوالت تاریخی شهر ساوه مشخص شود. 2 .شکليابي شهر )ساوه قبل از اسالم( همانند بسیاری از شهرهای تاریخی ایران، درخصوص زمان دقیق شکلگیری شهر ساوه و تحوالت آن در ادوار ماقبل اسالمی، نظریههای متفاوت، مبهم و افسانهگونهای درج شده است. معلوم نیست به چه سبب در اکثر منابع مکتوب بنای ساوه به پادشاهان پژوهشهاي علوم تاريخي، سال 9 ،شمارة 1 ،بهار و تابستان 1396 / 83 پیشدادی ایران و بهویژه طهمورث دیوبند نسبت داده شده است )ذکایی ساوجی، بررسی نام ساوه در کتیبة یونانی پئوتینگرایا، ص 36؛ قمی، تاریخ قم، 1385 ،ص 227؛ شیروانی، ص 334؛ حکیم، ص 864 .)بعضی از منابع تاریخی نیز زمان احداث این شهر را بعد از خشک شدن )ص( خشک دریاچهای میدانند که در آن مکان بوده و مقارن با والدت پیامبر اسالم شده و بدین سبب از معجزات نبوت است 2 )مستوفی قزوینی، نزه‌ةالقلوب، ص 62؛ ابن عبدالرحمان، ج2 ، ص 150؛ اعتمادالسلطنه، تاریخ و جغرافیای راه عراق عجم، ص 170؛ اذکائی، ص 24.) بههرروی، مینورسکی به نقل از »ویلهلم توماشِک« و با استفاده از لوحة موسوم به 3 پئوتینگرایا ، آورده که شهر »ساوه« در ازمنة پیش از اسالمی وجود داشته است. بهگفته توماشِک، ساوه همان سِوسینا )Sevacina )یا سِواکئنه )Sevakina )است که در لوحة پئوتینگرایا آمده است. او نام ساوه را با واژه اوستایی سَوا )Sava )و پهلوی )Savaka) بهمعنای سودمند و مفید مرتبط میداند 4 .)Tomaschek‚ pp. 15 -16 ؛24 ص، مینورسکی) درخصوص ساوه در دوران ساسانی نیز اطالعات اندکی در دست است. حسن بن محمد قمی به نقل از کتاب سیرالملوک عجم آورده است که چون بهرام گور بهجانب بالد ارمنیّه میرفت، در دیه ساوه آتشکدهای بنا نهاد و آتش در آن برافروخت )قمی، تاریخ قم، 1361 ،صص 23-22 .)وی همچنین به برخی از آتشکدههای شهر قدیمی ساوه و در اطراف این سرزمین اشاره کرده است )همان، ص 23 .)مؤلف کتاب گنجینة آثار قم، فیض نیز با استناد به شواهد معماری برجایمانده از یک آتشکده در ضلع جنوبی مسجد جامع ساوه، قدمت آنرا به عصر ساسانیان میرساند )فیض، ج2 ،ص 112)؛ مطلبی که مورد مخالفت محمدکریم پیرنیا قرارگرفته است )پیرنیا و افسر، صص 141 و 144.) بیتردید نوشتههای طبری را میتوان محکمترین سند تاریخی دانست که بر وجود شهر ساوه به روزگار ساسانیان گواهی میدهد. بنابر نوشتة طبری، فتح همدان و سقوط 5 ساوه بهدست مسلمانان بهسال 22 ه.ق و در زمان خالفت خلیفة دوم رخ داده است )طبری، ج1 ،صص 523-522.) با وجود ضعف منابع مکتوب، شواهد باستانشناسانه پیشینهی استقرار در دشت ساوه را به قبل از پیدایش خط میرساند )خطیبشهیدی، ص 11 .)همچنین، قلعة باستانی »قیزقلعه« در 23 کیلومتری جنوب غربی ساوه را میتوان ازجمله آثار شاخص عصر ساسانی )ذکایی ساوجی، پژوهشی دربارة سابقة تاریخی و معماری بنای قلعهدختر ساوه، ج2 ،صص 534-533 )بهشمار آورد )تصویر 1.) 84 / ساوه در گذر زمان، )تحوالت تاريخي شهر ساوه با اتکا به منابع مکتوب( تصوير 1 :بناي ساساني قیز قلعه )نیرومند، 2008) 3 .توسعه ساوه در دوران اسالمي 3،1 .ساوه از سقوط ساسانیان تا قرن هفتم هجري آنچنانکه منابع تاریخی حکایت دارند، چون همدان بهدست مسلمانان افتاد، ساکنان این شهر بهطرف ساوه گریختند: »...نُعَیم بن مُقرِّن به همدان اندر شد با سپاه شهر بگرفت و از پس هزیمتیان سپاه تا به ساوه فرستاد به سه منزل از ری و از همدان تا ری شش منزل است« )بلعمی، ص 331 .) »...چون سپاه از ساوه بازگشتند نُعیم به همدان غنیمت را قسمت کرد و خمس غنیمت با فتحنامه به عمر فرستاد...« )طبری، ج1 ،ص 522.) در سنة 39 ه.ق معاویه، زهیر بن مکحول عامری را برای أخذ صدقات به ساوه فرستاد )اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصری، ج1 ،ص 70 .)بیشترین آگاهیهای ما دربارة شهر )س( ساوه به قرن دوم هجری بهبعد مرتبط است. بیمارشدن حضرت معصومه در ساوه به 6 هنگام سفر به خراسان، مرگ نصر بن سیّار 7 و مرگ شاعره لیلی االَخیَلیّه نیز در شمار نخستین رویدادهای قرون اولیة اسالمی در این شهر است )عبداهلل گروسی، ج5 ،ص487؛ یعقوبی، ج2 ،ص 319.) اطالعات دیگر تاریخی به همکاری ساکنان آبادیهای ساوه با جنبش سیاهجامگان به رهبری ابومسلم خراسانی در مقابل ابولیث نصر بن سیّار 8 مرتبط است )سیفی فمی تفرشی، ص 117 .)آنگونه که سیفی فمی تفرشی آورده است، ساوه در اواخر دورة بنیامیه و اوایل دورة عباسی رو به آبادانی نهاده بود 9 و زمینهای دشت ساوهدر شمار »زمینهای خاصه« 10 11 درآمده و یا بهصورت »اِقطاع« به عربهای مسلمان واگذار میشد )همان، صص 8-7.) پژوهشهاي علوم تاريخي، سال 9 ،شمارة 1 ،بهار و تابستان 1396 / 85 موقعیت ارتباطی ساوه همزمان به آن ارزش نظامی و تجاری میبخشید و رباطهای آن پیوسته مملو از مسافران، زوّار، حجّاج و مأموران سیاسی بود )همان، ص 117.) منابع تاریخی همچنین از کاروانداری و پرورش شتر و حیوانات بارکش، بهعنوان یکی از امتیازهای ساکنان شهر ساوه در این زمان یاد میکنند و آوردهاند که ساوجیان تا ماوراءالنهر برای حمل حجاج به مکه در رفتوآمد بودهاند )ابنحوقل، ص 103؛ ابوالفداء، ص 485؛ حدودالعالم، ص 142.) 12 ازجمله حوادث این دوران، وفات سیبویه از عالمان علم نحو و همچنین طلحة بن طاهر در ساوه است: »...طلحة بن طاهر از پدر به حکومت رسیده، وی در بلده ساوه در شهور سنه اربع عشر و مائتین )214 ه.ق( فوت شد« )غفاری قزوینی، ص 55.) از سدة سوم هجری ـ قمری بهبعد، با زوال حاکمیت عباسیان در بغداد، نوعی زمینداری بهنام اقطاع، رواج پیدا کرد و امیران ترکی که زندگی ایلیاتی داشتند در نواحی ساوه استقرار یافتند )سیفی فمی تفرشی، ص 54.) در قرن چهارم مردمان ساوه نیز مانند ساکنان سایر سرزمینهای مفتوحة اسالمی با پرداخت خراج به حاکمان عباسی، ایّام سپری میکردند. در کتاب تاریخ قم )378 ه.ق(، ضمن آنکه ساوه از رساتیق قم ذکر شده، مقدار خراجی که پرداخته میشده، 554215 درهم و ثلث یا 591503 درهم دانسته شده است )قمی، تاریخ قم، 1361 ،ص 134.) این منابع همچنین آوردهاند که چون رکنالدوله دیلمی به هنگام بیماری )366 ه.ق( کشور را میان فرزندانش تقسیم نمود؛ »...طبرستان و ری و همدان و قزوین و ابهر و زنجان و ساوه و آوه و قسمتی از کردستان را به فخرالدوله داد« )کریمان، بخش نخستین، ص 320؛ مستوفی قزوینی، تاریخ گزیده، ص 412.) با وجود آنکه شهر ساوه به روزگار آلبویه یکی از ضرابخانههای حکومتی بوده )سرفراز و آورزمانی، ص 197 ،)با حمله و غارت سلطان محمود غزنوی، نخستین آسیب جدی بر آن وارد شد )فقیهی، صص 213 و 312؛ میرخواند، ص 601؛ اشپولر، ج1 ،ص 211.) به روزگار سلجوقیان، آبادانی شهر ساوه به اوج خود رسیده 13 و این شهر به مقرّ 14 سالجقه 15 و سران قبایل متحد سلجوقی )اتابکان( تبدیل شده بود )امیرحسینی، ص 79 .) بسیاری از وزرای سلجوقی و خوارزمشاهی ساوجی بودهاند و هرکدام بهنوبة خود به آبادی و ایجاد بناهای شهری افزودهاند )عبداهلل گروسی، ج5 ،ص 489 .)از جمله حوادث عصر سالجقه در ساوه که قزوینی به نقل از ابونصر میمندی آنرا آورده، احداث پلی عجیب با هفتاد طاق به امر امیراتابک شیرگیر )بین سالهای 525 لغایت 529 ه.ق در ساوه عصر سالجقه( 86 / ساوه در گذر زمان، )تحوالت تاريخي شهر ساوه با اتکا به منابع مکتوب( بر روی رود بزرگ گاوماها - که از بین ساوه و آوه عبور میکرد- میباشد 16 . همچنین است، سنگفرش جادهای به طول دو فرسنگ در زمین پر گلوالی حدّ فاصل این پل و شهر ساوه )الویری، ص 79؛ قزوینی، ص 342.) در اکثر وقایع و رویدادهای تاریخی مرتبط با ساوه در دورة سلجوقیان، به اهمیّت ارتباطی این شهر اشاره شده است )نیشابوری، صص 35 ،76 ،78؛ راوندی، ص 297 .)این شهر به روزگار سلجوقیان گاهی محل اقامت شاهان و شاهزادگان و امرا و منزلگاه سپاهیان نیز بوده است )حسینی، صص 175 و210-209 .)بهنظر میرسد در ساوه بناهای شاهانهای معروف به »سرای دیلمان« و »کوشک سلطانی« نیز بهعنوان اقامتگاه شاهان سلجوقی در نظر گرفته شده بود )فضلاهلل همدانی، ص 90؛ نیشابوری، ص 64.) 17 آنگونه که محمدیوسف کیانی آورده است، ساوه در این دوره از مراکز مهم و فعّال تولید سفال نیز بوده است )کیانی، پیشینه سفال و سفالگری در ایران، ص 34؛ کریمی و کیانی، ص 48 .)اریک فردریش اشمیت )Schmidt Friedrich Erich ،)نیز ساوه را از مراکز مهم سفالگری دانسته )ص 76 )و با ارجاع به عکس هوایی سال 1315 که مسجد جامع ساوه را محصورشده در میان گودالهای کاوشهای غیرمجاز نشان میدهد )تصویر 2 ،)در پی اثبات آن است که خاک ساوه آثار زیادی را در خود داشته است )همان، ص 93.) تصوير 2 :مسجد جامع ساوه، محصور در میان گودالهاي حفر شده توسط کاوشگران غیرمجاز- عکس هوايي سال 1315( اشمیت، ص 93) اگرچه در زمان سلجوقیان ضرابخانهها محدود و متمرکز شدند، ازجمله ضرابخانههای فعّال این دوره، شهر ساوه بود )سرفراز و آورزمانی، ص 210.) در روزگار خوارزمشاهیان نیز ساوجیان مشاغل عمده دیوانی دولت خوارزمشاهی را عهدهدار بودهاند. عمادالملک ساوجی وزیر با تدبیر و دانشمند سلطان محمد و سلطان پژوهشهاي علوم تاريخي، سال 9 ،شمارة 1 ،بهار و تابستان 1396 / 87 جاللالدین خوارزمشاهی از آن جمله است که در جریان حملة مغول جان خود را از دست داد )عبداهلل گروسی، ج5 ،ص 489؛ زندهدل و دیگران، ص 29.) 3،2 .ساوه از قرن هفتم تا دهم هجري آنچنانکه منابع تاریخی گزارش میدهند، متعاقب حملة مغوالن، دوران درخشان ساوه نیز به اتمام رسید. در 617 ه.ق، آنان شهر را به کلی تخریب و ساکنین را قتلعام کردند )لسترنج، صص 229-228؛ قزوینی، ص 456 .)یاقوتحموی پس از تخریب ساوه به دست مغول به سال 617 ه.ق، به دارالکتب بزرگ و بسیار مهم شهر ساوه اشاره میکند: »... که در سراسر گیتی از آن بزرگتر نبود، ... آنرا سوزاندند« )حموی، ج ثالث، ص 179.) به روزگار ایلخانان، ساوجیان همچنان در مناصب دیوانی ایلخانی به خدمت 18 درآمدند . از بزرگان این دوره، امیر نظامالدین یحیی ساوجی و خواجه سعدالدین بودهاند. به امر خواجه ظهیرالدین ساوجی، دیگر وزیر 19 ساوجی، وزیر هنرپرور غازانخان دورة ایلخانی، درحدود 8200 ذرع حصار و باروی شهر ساوه را که خراب شده بود، تعمیر 20 .خواجه شمس میشود الدین ساوجی پسر خواجه ظهیرالدین با گسترش باروی شهر به دور روستای رودآبان به طول تقریبی 4000 ذرع مساحت شهر ساوه را در قرن هفتم هجری به حدود 300 هکتار وسعت میدهد )عبداهلل گروسی، ج5 ،ص 490؛ مستوفی قزوینی، نزهةالقلوب، ص 62 .)او همچنین به توسعه ساوه از ناحیة شمال همت گماشت و ده چشمة آب پدید آورد و در شهر جاری ساخت و مسجد بزرگی در جانب غربی بلده بنا کرد. بعدها، در جوار این مسجد مقبرهای بسیار با شکوه ساخته شد که »...مدفن برخورداربیک، خداوند توپخانه ایران است...« )شاردن، ج3 ،صص 53-51 .) همچنین به روزگار ایلخانان با احداث یا تجدید ساختمانی سد قرهچای، کشاورزی منطقه احیا و اقتصاد شهر رونق مجدد یافت. پطروشفسکی به نقل از مستوفی قزوینی مینویسد: »صاحب دیوان شمسالدین محمد جوینی )مقتول 683 ه.ق/ 1284 م.( سد بزرگی بر رودخانة گاوماسای نزدیک ساوه بست« ) ج5 ،ص 478 .) از امتیازات ساوه در عصر ایلخانان آن بود که در آنجا و آوه هر دو ضرابخانه استقرار داشتند )سرفراز و آورزمانی، ص 217 .)از ابوسعید )716 تا 736 ه.ق( نیز سکههایی بهدست آمده که ضرب ساوه میباشد )مشکوتی، ص 410.) در دورة تیموری همچنان در ساوه سکه ضرب میشد و از شاهرخ تیموری سکههایی با ضرب ساوه بهدست آمده است )سرفراز و آورزمانی، صص 230 و 232 .)با آنچه بر شهر ساوه 21 گذشت، در قرن نهم هجری ـ قمری دیگر رمقی برای آن باقی نمانده بود . معالوصف، 88 / ساوه در گذر زمان، )تحوالت تاريخي شهر ساوه با اتکا به منابع مکتوب( آنچنانکه کنتارینی، سفیر ونیز به دربار اوزون حسن، توصیف میکند ساکنان شهر با دلگرمی به زندگی خود ادامه میدادند و قلب اقتصادی )بازار( شهر کماکان فعال بود: »...در چهار اکتبر 1474 م. )879 ه.ق( به شهری رسیدیم به نام ساوه که بیحصار بود؛ اما مانند معمول بازار داشت. در دشتی نزدیک رودخانه و در میان درختان )بـاغـات( قـرار دارد« )کنتارینی، ص 37.) فرستادة دیـگر دولت ونیز به دربـار آققویونلوها، ساوه را چنین دیده است: »...ساوه قریب هزار خانه دارد. در همة این شهر پیشة مردم کشاورزی و پارچهبافی است« )باربارو، ص 91.) در قـرن نـهم و دهـم هجری، ساوه محل رشـدونمو شخصیتهایی چون قـاضی مسیحالدین عیسی مشهور به مسیح ساوهای 22 یا موالنا ظریفی مشهور به ظریفی 23 ساوجی بود که در معرفی و شهرت این شهر نقش مهمّی داشتهاند )رازی، ج 2 ،صص .)1109 و 1105 3،3 .از قرن دهم هجري تا پهلوي اول با ظهور صفویان )1135-907 ه.ق(، بار دیگر بلوکات ساوه بهعنوان مکانی مناسب برای 24 استقرار ایالت تحت امر حکمرانان )قزلباشها، شاهسونها و ایل بیات( موردتوجه قرار گرفت )زندهدل و دیگران، صص 30-29 .)در این دوره، شهر ساوه نهتنها از نظر ارتباطی اهمیت 26 و منزلگاه سپاهیان نیز بوده است 25 یافت، بلکه همچنان شکارگاه پادشاه . ساوه در عصر صفویان نیز بهعنوان اقطاع یا تیول از سوی پادشاهان به افراد مهم حکومتی واگذار شد. بهعنوان نمونه، بهسال 1006 ه.ق شاهعباس اول فرمان داد تا ساوه را بهاقطاع به جهانگیر والی نور تحویل دهند )کریمان، بخش نخستین، ص 409 .)همچنین، از آنجاییکه معمول بود 27 تا عواید حاصل از امالک خاصه صرف مخارج قصر شاهان و همچنین حقوق صاحبمنصبان و لشکریان شود، بهسال 1684 م./ 1095 ه.ق شاه در بودجه دربار شاهنشاهی بزرگترین رقم درآمد را به این امالک متعلق نمود که خود فشار مضاعف اقتصادی بر ساکنان شهر ساوه را سبب میشد )کمپفر، ص 111 .)در تذکرةالملوک، نقش ساوه و آوه از درآمد عمومی مملکت 1309 تومان و 2093 دینار )باستانی پاریزی، ص 196) و مالزمان آن 250 نفر بوده است )میرزا سمیعا، بخش 1 ،ص 84.) 28 تعمیر مسجد جامع ساوه به امر و حمایت شاهان 29 و احداث ایوان جنوبی آن صفوی در نیمة اول قرن 10 ه.ق را نیز میتوان از نشانههای توجه صفویها به این شهر بهحساب آورد. افزونبرآن، مسجد میدان ساوه 30 در زمان شاه اسماعیل اول در 914 ه.ق 31( مطابق با تاریخ کتیبه سردر( به امر خواجه شمسالدین بازسازی و بنا شده است )پوپ، ج3 ، ص 1365؛ امینی هروی، ص 395 .) پژوهشهاي علوم تاريخي، سال 9 ،شمارة 1 ،بهار و تابستان 1396 / 89 32 امتیاز ارتباطی شهر ساوه سبب میشد تا این شهر در راهبرد ملی صفویان جایگاه ویژهای را نصیب خود سازد. بدینسبب بار دیگر به روزگار شاهعباس اول رو به آبادانی گذاشت و کاروانسراها، راهها، رباطهای میانراهی، مساجد، بازار سرپوشیده و بناهای متعددی در آن احداث شد )ابراهیمی شیرکوهی، ص 87 .)بهسال 1015ه.ق ساوه حاکمنشین بود و به امر شاه به شرعیات و وقفیات آن از طریق صدارت کل موقوفات »صدارت عام« رسیدگی میشد )میشائیل، صص 176-175 .)دن گارسیا دسیلوا فیگوئرا که در سالهای ق.ه 1026-1028 /.م 1617-1619 33 ، از شهرهای ایران بازدید کرده است نیز شهر ساوه را بسیار کوچک توصیف نموده که کمتر از 600 خانة بدساخت دارد )دسیلوا فیگوئرا، ص .)258 پیترو دالواله )Valle Della Pietro )که به مدت ششسال در حدّفاصل سالهای 1623-1617 م./ 1032-1026 ه.ق در ایران اقامت گزید و در چندین سفر نیز از مالزمان شاهعباس بود، در مورد ساوه چنین آورده است: »...و شب به شهر کوچکی به نام ساوه رسیدیم. روز شنبه به رودخانهای برخورد کردیم و چون پل آن خراب شده بود به آب زدیم و پس از پنج فرسنگ به کاروانسرایی که آن هم در محل دورافتادهای بنا شده و گوهرآباد خوانده میشد رسیدیم، ولی این کاروانسرا واقعاً شایستة چنین نامی نبود« )دالواله، ص 435.) 34 آدام الئاریوس که در سفرش از اردبیل به اصفهان در اوایل اوت 1637م. از شهر ساوه نیز دیدن کرده، آنرا دارای بارو، برجها، منارهها و... توصیف کرده که خانههای فرسوده و بهسان خرابه داشته است )ص 161 .)الئاریوس و براون دو طرح از شهر ساوه ارائه دادهاند که در قسمت جلویی آنها دو شتر با ساربانها بهچشم میخورد )تصاویر3و4.) تصوير 3 :طرح آدام الئاريوس از دورنماي شهر ساوه در دورة صفوي )کیاني، سیماي شهرهاي ايران از ديد جهانگردان، ص 416) تصوير 4 :منظرة عمومي شهر ساوه در طرح براون و اهمیت آن از نظر شترباني )کیاني، سیماي شهرهاي ايران از ديد جهانگردان، ص 415) 90 / ساوه در گذر زمان، )تحوالت تاريخي شهر ساوه با اتکا به منابع مکتوب( ژان شاردن (Chardin Jean ،)مشاهدات خود را از ساوه چنین نگاشته است: »...محیط این بلده بالغ بر دو میل است و دورتا دور آن را دیواری کشیدهاند ولی بههیچوجه کثیرالنفوس نمیباشد، بهطوریکه بهاستثنای مرکز شهر، بقیة محلهها مخروبه و غیرمسکون است...« )ج3 ،صص 53-51.) منابع مکتوب همچنین مطالبی در رابطه با وضعیت اصناف و بهویژه صنعتگران ساوهای در عصر صفویه ارائه میدهند. آنگونه که راجر سیوری آورده است، ساوه نیز، 35 نظیر کاشان، اصفهان و یزد ، یکی از مراکز بافت منسوجات و قالی در عصر صفویه بوده )سیوری، ص 137 )و در کارگاههای آن انواع پارچهها و فرشها بافته میشده است )میراحمدی، ص 241 )که پارچههای آن به نرمی و دقت در بافت و تناسب رنگها و زیبایی 36 معروف بوده است )تاجبخش، ج2 ،ص 175 .)دون خوئان ایرانی در 1599 م./ 1007 ه.ق 37 ساوه را نیز در ردیف مراکز تولید ابریشم مینویسد و سایر منابع ساوه را از مهمترین 38 شهرهای صادرکنندة پوست بره فلفلنمکیرنگ و گوسفند قرهگل میدانند )اشپوهلر، ص 397؛ باستانی پاریزی، صص 128-126؛ تاورنیه، ص 81.) استمرار رونق ضرابخانههای شهر ساوه در عصر صفویان نیز گواهی بر جایگاه مهم سیاسی این شهر است )سرفراز و آورزمانی، ص 248؛ تاجبخش، ج2 ،ص 147 .)این شهر بهسال در حادثة سرازیرشدن سیل از رودخانه وفرقان به داخل مسجد جامع چنان 39 1051 ه.ق 40 آسیب دید که بعضی از منابع آنرا شهری ویرانشده نامیدند . جملی کارری و 41 کشیشان ژزوئیت فرانسوی 42 نیز در 1711 م./ 1123 ه.ق دربارة وضع نابهسامان ساوه در سفرنامة خود توضیحاتی آوردهاند )ص 51؛ صص 73-72.) در فاصلة پایان دوران صفویه تا قاجاریه، شهر ساوه در تسلط حکام وابسته به ایلهای پرنفوذ ناحیه مانند خلجها قرار گرفت )ابراهیمی شیرکوهی، ص 87 .)به روزگار زندیه، ساوه همچنان ازلحاظ ارتباطی نقش خود را حفظ نموده بود. با پایتختشدن تهران از اهمیت این شهر کاسته شد )زندهدل، ص 419 )و از میانة دورة قاجاریه مهاجرت شهروندان ساوهای به تهران )دارالخالفه( آغاز گردید. بهطوریکه بر اساس توصیف کنت دوسرسی، سفیر فرانسه در ایران، جمعیت شهر در 1840 م./ 1256 ه.ق به حدود 2500 نفر رسید )دوسرسی، ص 164 .) در دورة قاجار نیز سیّاحانی از ساوه بازدید و وضعیت آنرا تشریح نمودهاند. از آن جمله میتوان به سفرنامة گاسپار دروویل، سرهنگی فرانسوی که در سالهای 1813- 1812 م./ 1228-1227ه.ق در استخدام ارتش ایران بود )ص 349 ،)نوشتههای اوژن فالندن، نقاش و معمار و خاورشناس فرانسوی، که در سالهای 41-1840م. به همراه پژوهشهاي علوم تاريخي، سال 9 ،شمارة 1 ،بهار و تابستان 1396 / 91 دیگر هموطن خود پاسکال کاست به ایران آمده )ص 122 )و خاطرههای لیدی شیل، همسر کلنل شیل وزیرمختار انگلیس در اوایل سلطنت ناصرالدینشاه 1849 م./ 1265 ه.ق، )ص 179 )اشاره نمود. همچنین است نوشتههای سلطان محمد میرزا ملقب به سیفالدوله )از پسران فتحعلى شاه( و یادداشتهای ناصرالدینشاه قاجار -که درطی دو سفر در بیستم جمادیالثانی 1287 ه.ق و شوال 1309 ه.ق، از طریق ساوه به عتبات عالیات، اطالعاتی را درخصوص این شهر ثبت نموده است )سیفالدوله، صص 280 و 343؛ ناصرالدینشاه، سفرنامة عراق عجم، صص 19 و 151؛ قاضیها، ص 66 .)مطالب مندرج در سفرنامة دکتر فووریه، که بهعنوان طبیب مخصوص ناصرالدینشاه، در این سفر همراه وی بود )فووریه، ص 292 )نیز شایان توجهاند. بیتردید، اطالعاتی که مارسـل و ژان دیـوالفوا 43 از سـاوه ثبت نمودهاند را میتوان یکی از مفصلترین گزارشهای مرتبط با این شهر در دوره قاجار دانست: »...بههرحال چون به دروازه نزدیک شدیم فراشان زیادی را از دور دیدیم که روی زمین نشسته و تکیه به دیوار داده بودند... تنها بنایی که آبادی قدیمی شهر را بهخاطر میآورد مسجد جمعه است. این مسجد... متروک شده و حتی روز جمعه هم در آن نماز خوانده نمیشود و...« )دیوالفوا، صص 198 و 201.) 44 شاید بتوان دوران حاکمیت امیرکبیر )1299-1293 ه.ق( بر ساوه را روزگار خوش مردمان این شهر بهحساب آورد )اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصری، ج3 ،ص 2036 .)بهسال 1305ه.ق یک افسر اتریشی به نام »تاوفنشتاین«، که در استخدام دولت ایران بود، حاکمیت این شهر را در دست گرفت )مینورسکی، ص 26 .)آنچنانکه دیوالفوا آورده است: »...مدت ششماه است که نایبالسلطنه یک نفر اتریشی را به حکومت ساوه منصوب کرده است« )ص 196.) در 1272 ه.ق بهواسطة بارشی سنگین، 150 باب خانة اهالی ساوه ویران شد )اعتمادالسلطنه، مرآةالبلدان، ج2 ،ص 1250 ؛ ج3 ،ص 1786 .)این آشفتگی که بهتدریج به تخلیة شهر منجر میشد، جمعیت آنرا به حدی کاهش داد که ابّوت کنسول انگلستان در 1265ه.ق، خانههای ساوه را بین 300 تا 400 باب و ساکنان آنجا را حدود 1000 تن برآورد کرده است )مینورسکی، ص 25 .)عملکرد ساوه بهعنوان بخشی از پایگاه قشون ایران در عصر قاجار )لُرد کُرزُن، ج2 ،ص 762؛ ورهرام ص 151 )نیز نمیتوانست بر تغییر چهرة شهر و ترکیب جمعیتی آن تأثیرگذار باشد. بنابر توصیف دیوالفوا در 1881 م. )دورة قاجار(، عالوه بر شهر ساوه، 128 قصبه و قریة آن نیز اغلب خراب و تا حدودی خالی از سکنه 92 / ساوه در گذر زمان، )تحوالت تاريخي شهر ساوه با اتکا به منابع مکتوب( مانده بود )دیوالفوا و دیگران، صص 186-185 .)با این همه، کشف معدن فیروزه در ساوه تا حدی بر شهرتش در عصر قاجار افزود. این معدن »...به اهتمام حاجی علیاکبر امین معادن پیدا شده که فیروزة آن در کمال صفا است« )اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصری، ج3 ، ص 1851.) با حاکمیت پهلوی اول و تمرکز توجه حکام به تهران، بر بیرونقی شهر ساوه افزوده شد و ایجاد خیابانهای عمود بر هم، بافت تاریخی شهر را دچار گسیختگی گردانید. بااینهمه، بخشهایی از این بافت باقیمانده و خوشبختانه در برنامههای حفاظتی سازمان میراث فرهنگی کشور قرار دارد. 4 .نتیجه اینک، با اتکا به اطالعات مورد بحث، میتوان به پرسشی که در مقدمة نوشتار حاضر درخصوص زمان احداث شهر ساوه و روند تحوالت آن مطرح بوده پاسخ گفت. اگرچه از تاریخ احداث شهر ساوه نمیتوان بهیقین سخن گفت، لیکن بیتردید فتح این شهر در سال 22 ه.ق توسط سپاهیان اسالم را میتوان بهعنوان شاهدی محکم بر آباد بودن آن در عصر ساسانی بهشمار آورد. منابع تاریخی همچنین بر رونق و وسعت شهر ساوه در قرون اولیة اسالمی گواهی و آنرا یک بلدة اسالمی نامیدهاند. اطالعات تاریخی ساوه بیشتر مربوط به قرن چهارم هجری است. نتایج پژوهش حاضر روشن ساخت که در این دوره رونق شهر ساوه به دلیل نزدیکی آن به ری )پایتخت آلبویه( بیشتر شد و در دورة سلجوقیان به اوج خود رسید. این اهمیت تا پایان دورة خوارزمشاهی نیز ادامه یافت و ساوه شهری بالنسبه مهم تلقی میشد؛ بهگونهایکه بسیاری از وزیران حکومتی این دوره 45 ساوجی بودهاند. باتوجه به مندرجات یاقوتحموی و زکریای قزوینی ، روزگار سلجوقی دورة اوج رونق شهر بوده و مسجد جامع و کتابخانة آن معروف بوده است. اگرچه در حملة مغوالن )617 ه.ق( ساوه تخریب و با خاک یکسان شده و حتی کتابخانة آن به آتش 46 کشیده میشود، در دورة ایلخانان، اقداماتی بهجهت جبران خرابیهای شهر انجام ولی هیچگاه به رونق گذشتة خود نمیرسد. بعد از دورة ایلخانی، شهر در کشمکش و درگیریهای دورة تیموری و سپس سران آققویونلو و قراقویونلو دچار صدمات زیادی میشود، به شکلی که اغلب منابع تاریخی آنرا شهری بدون حصار توصیف نمودهاند. آدام الئاریوس )1638-1637 م.( در توصیف شهر ساوه به روزگار صفویه آنرا در سالمت 47 ذکر کرده است. همچنین مستند به توصیفات دیوالفوا )1881 م.( میتوان دریافت که پژوهشهاي علوم تاريخي، سال 9 ،شمارة 1 ،بهار و تابستان 1396 / 93 48 شهر تا مدتی پس از صفویان دارای حصار و دروازه بوده و از گفتههای اعتمادالسلطنه میتوان اینگونه استنباط کرد که بعد از مدتزمانی حصار تخریب شده و شهر به خارج از حصار و جانب غرب و شمال غرب گسترش یافته است. معالوصف، اطالعات تاریخی داللت دارند که با سقوط صفویان و حاکمیت هرجومرج و جنگ، بار دیگر دورة فترت و انحطاط به ساوه بازگشته است. در دورة قاجار همراه با ضعف اقتصادی کشور، این شهر نیز از رونق افتاد و به گفتة یک مسافر اروپایی جمعیت آن به کمتر از 2500 نفر رسید. در اوایل دورة پهلوی، به دلیل عبور راه اصلی مواصالتی تهران- همدان از دشت زرند و نوبران )یعنی خارج از دشت ساوه(، ساوه تنها با اتکا به خدمات کشاورزی استمرار حیات مییابد. از طرف دیگر، با احداث خیابانهای جدید و تداوم آن در دورة پهلوی چهرة شهر تا حد زیادی دگرگون میشود و پس از آن این دگرگونیها همچنان استمرار یافته است. پينوشت 1 .عین عبارت جیهانی چنین است: »...در جمله شهرهای جبال دریا و کوال نیست و بیشتر کوهستان است مگر آنچه میان همدان است تا ری و قم که بدانجا کوه کمتر است چون ساوه« )جیهانی، ص 143.) 2 .مستوفی قزوینی در این خصوص آورده است: »...ساوه از اقلیم چهارم است و شهرکی اسالمی... آب آن بحیره به زمین فرو شد و آن از )ص( در اول در آن زمین بحیره بوده است. در شب والدت رسول مبشرات بود و بر آن زمین شهری ساختند... .« )مستوفی قزوینی، نزهةالقلوب، ص 62 )همچنین، ابنعبدالرحمان مینویسد: »...ساوه مدینهایست طیبه ... و در زمان قدیم بر کنار دریاچه بود که آبش ...« )ابنعبدالرحمان، ج2 ،ص 150( .)ص( خشک شده در وقت والدت حضرت پیغمبر 3 .این لوح که ویلهلم توماشِک اتریشی در کتاب جغرافیای تاریخی ایران آنرا معرفی کرده است، به یونانی نوشته شده و مربوط به دورة سلوکی یعنی از زمان آنتیوخوس سوم )223-187 ه.ق( است )ذکایی ساوجی، بررسی نام ساوه در کتیبة یونانی پئوتینگرایا، ص 36؛ افشار سیستانی، ص 384.) 4 .ویلهلم توماشک، عبارتهای آنرا در فصل سوم کتاب خود با عنوان از همدان تا کاشان برشمرده است: »از اکباتانیس )هگمتان= همدان( به اناروس )دهکدة اناردان(، از آنجا به سواکینه )ساوه( و از آنجا به ترمنتیکا )قم(، از آنجا به اورودیکاری و منزلهای بعدی راه کاشان...« )افشار سیستانی، ص 384؛ .)Tomaschek‚ p. 15 5 .طبری آورده است: »چون نُعیم با مسلمانان از درِ ساوه بگذشت و به یک منزلی ری آمد...« )طبری، ج1 ،ص 524.) 6 .در منابع تاریخی میخوانیم: »...ابواللیث نصر بن سیّار لیثی، والی خراسان از طرف هشام بن عبدالملک بود و ده سال آنجا حکومت کرد... در ساوه در گذشت و این در ربیعاالول سال 131 ه.ق بود« )ابنطقطقی، ص 193؛ میرخواند، ص 427 .)یعقوبی نیز آورده است: »...نصر بن سیّار در قریهای بنام 94 / ساوه در گذر زمان، )تحوالت تاريخي شهر ساوه با اتکا به منابع مکتوب( ساوه بمرد« )ج2 ،ص 319 )گردیزی هم این مطلب را تائید میکند: »... نصر در ساوه بین ری و همدان در سنة 131 ه.ق بمرد« )صص 259 و 264.) 7 .بالذری ضمن بیان رویدادی قبل از سال 95 ه.ق، ساوه را مدفن یکی از شاعران مشهور عرب میداند )ص 134.) 8 .گماشتة هشام بن عبدالملک بر خراسان. 9 .سیفی فمی تفرشی، دلیل آنرا با احتمال قوی وجود ساربانان ساوهای میداند که با همکاری رؤسای عرب مسلمان کار حمل و نقل حجاج بیتاهللالحرام را بهعهده گرفتهاند )ص 117.) 10 .وقتی ناحیهای را خاصه میگفتند که در آنجا »ارباب قلم« به حکومت منصوب میشدند )امیرحسینی، ص 67.) 11 .یک شیوة زمینداری است که بیشتر در دورة سالطین سلجوقی رواج داشت )سیفی فمی تفرشی، ص 54.) 12 .ابوبشر سیبویه یکی از عالمان علم نحو، در 32 سالگی به سال 180 یا 184 یا سال 194 ه.ق وفات یافت و بعضی نیز سال وفات وی را 161 و 188 ه.ق نوشتهاند )النرشخی، ص 143...« .)ابنالجوزی گوید وی در ساوه در سال 194 درگذشت« )همانجا(. 13 .زکریا قزوینی در اوایل قرن هفتم هجری و اندکی قبل از هجوم مغوالن آورده است: »...ساوه شهری است نیکو... در این شهر رباطها، مدرسههای دایری وجود دارد. طاق ایوان مسجد جامع آن همانند ایوان کسری بسیار رفیع و با شکوه است« )عبداهلل گروسی، ج5 ،ص 489؛ قزوینی، ص 456.) 14 .منابع تاریخی آوردهاند که فرمانروایان سلجوقی با واگذاری زمینها به اطرافیانشان زمینة تمرکز آنها در این شهر را فراهم مینمودند )حسینی، صص 118 و122؛ جاللی عزیزیان، ص 92.) 15 .از معروفترین اتابکان، اتابک شیرگیر و اتابک گمشتگین جاندار میباشند. 16 .قزوینی در این خصوص آورده است: »...میانه آبه و ساوه، نهری عظیم است و اتابک شیرگیر، پلی بر آن رودخانه بسته عظیم و هفتاد چشمه طاق دارد« )ص 342.) 17 .استاد باستانشناسی دانشگاه تهران. 18 .یکی از بزرگانی که به ساوه نسبت داده شدهاند، خواجه نصیرالدین ابوجعفر محمد بن حسن است که اصلش از جهرود ساوه است اما چون در طوس متولد گشته به طوسی اشتهار یافته است )رازی، .)1097-1098 صص، 2ج 19 .خواجه سعدالدین ساوجی این وزیر الیق به فرمان غازانخان )703-650 ه.ق( کشته شد. 20 .حمداهلل مستوفی در این خصوص آورده است: »...در این عهد خرابی به حال باروی او راه یافته بود، صاحب سعید خواجه ظهیرالدین علی بن ملک شرفالدین ساوجی طاب ثراهما آنرا عمارت کرد و آجرفرش ساخت. ...دور آن قریب چهار ذراع خلقی بود...« )مستوفی قزوینی، نزهةالقلوب، ص 62) 21 .میرخواند مینویسد: »... میرزا ابابکر در سال 809 ه.ق... شهر ساوه را بگرفت و غارت کرد و کردستان را نیز غارت کرد و ...« )ص 1137.) پژوهشهاي علوم تاريخي، سال 9 ،شمارة 1 ،بهار و تابستان 1396 / 95 بیتردید دخالت حکمرانان ساوه در کشمکشهای دربار آققویونلوها میتوانست آخرین رمق ساکنان شهر را نیز گرفته باشد )اعتمادالسلطنه، مرآةالبلدان، ج1 ،ص 665؛ خنجی اصفهانی، صص 158 ،200 ، .)204 و 203 22 .او متولد ساوه است و از شعرای مشهور قرن نهم هجری است و صاحب دیوانی مشتمل بر هزار بیت غزلیات عاشقانه میباشد )رازی، ج2 ،ص 1105.) 23 .ظریفی ساوجی در ساوه بهدنیا آمد و در قرن دهم هجری، در همان شهر نشو و نما یافت. در روزگار شاه طهماسب به کاشان رفت و پس از چندى از آنجا رهسپار هندوستان شد و قریب شانزدهسال در آن سامان از مالزمان اکبرشاه )1014-963 ه.ق( بود. 24 .این ایالت که درحقیقت قوای نظامی حاکمیت بودند، در نواحی مجاور پایتخت سکنی میگزیدند )سیفی فمی تفرشی، ص 19 .) 25 .شاهان صفوی نیز همانند شاهان سلسلههای قبل، از ساوه بهعنوان شکارگاه شاهی نیز استفاده میکردند )حسینی قمی، ج1 ،صص 116-115؛ جُنابُدی، ص 313؛ تتوی و قزوینی، ص 359؛ اعتمادالسلطنه، تاریخ و جغرافیای راه عراق عجم، ص 212.) 26 .آنچنانکه شاه اسماعیل در ابتدای سال 919 ه.ق بهمنظور پیشگیری از تعرض ازبکان از اصفهان متوجه آن طرف شد و در ساوه حکم کرد که سپاهیان آذوقة سهماه بردارند و کوچ بر کوچ به ییالق فیروزکوه رفت )تتوی و قزوینی، ص 359.) 27 .مناطقی نظیر مازندران و گیالن و شهرهایی مانند اصفهان، یزد و ساوه از امالک خاصة شاهی به شمار میآمدند )کمپفر، ص 111؛ میرزا سمیعا، بخش2 ،ص 185.) 28 .این بنا به شمارة 156 به ثبت آثار ملی رسیده و در پروندة ثبتی به دورة سلجوقی نسبت داده شده است، لیکن مطالعات مرحوم مهندس مهریار قدمت آنرا تا قرون اولیة اسالمی به عقب برده است )مهریار و دیگران، ج2 ،صص 812-760.) 29 .سال 936 ه.ق تاریخی است که بر انتهای کتیبة کاشی ایوان جنوبی و در بدنة شرقی باالی ایوان نوشته شده است )مهریار و دیگران، ج2 ،ص 766 ،)که حکایت از زمان احداث این ایوان در سال 936ه.ق یعنی زمان حکومت شاه طهماسب صفوی دارد )فراهانی، ص 27.) 30 .بر سردر ورودی این مسجد تاریخ اتمام بنای مسجد نوشته شده است: فی شهر رجب سنة اربع و عشر و تسعمائة 914. 31 .خواجه شمسالدوله پیر محمد ساوجی از حاکمان و امیران بلند قدر دولت شاه اسماعیل بهادرخان صفوی بوده که در آبادی و عمران ساوه کوشیده است )ذکایی ساوجی، حاکمان ساوه در طول تاریخ، ص 147.) 32 .برای اطالعات بیشتر نگاه کنید به مقالة »شهرهای مازندران در راهبرد ملی صفویان، مطالعة موردی: فرحآباد ساری« )کریمیان و تقوی، صص 82-69.) 33 .بهطور تقریب، اواخر حکومت شاه عباس اول )1038-996 ه.ق(. 34 .الئاریوس )Olearius Adam )به عنوان دبیر سفیر آلمان در 1637 م./ 1046 ه.ق، از طریق اردبیل، سلطانیه، ساوه، قم به اصفهان پایتخت ایران وارد شد و به سیاحت پرداخت. 96 / ساوه در گذر زمان، )تحوالت تاريخي شهر ساوه با اتکا به منابع مکتوب( 35 .برای کسب اطالعات بیشتر در این زمینه مراجعه کنید به مقالة »نقش بازرگانان در بافت تاریخی شهر یزد در عصر قاجار« )عزیزی و کریمیان، صص 261-231 )و همچنین مقالة: »معضالت اجتماعی و اقتصادی شهرهای ایران عصر صفوی با استناد به فرمانهای حکومتی منقور بر سنگ« )کریمیان و سادات، صص 257-183.) 36 .او همان اروجبیگ بیات است که بهعنوان عضو هیئت ایرانی به فرمان شاه عباس اول به سرپرستی حسینعلیبیگ بیات برای تحکیم روابط رهسپار اروپا شد. 37 .در زمان شاه عباس اول )1038-996 ه.ق(. 38 .استاد باستانی پاریزی در این زمینه میگوید: »...عالوه بر اینها، بعضی محصوالت در خود مملکت مصرف میشد مثل پوست بره فلفلنمکیرنگ ساوه که برای لباس به کار میرفت« )باستانی پاریزی، صص 128-126 .)جالب آنکه تاورنیه تاجر هلندی نیز از رونق تجارت پوست گوسفند قرهگل در این شهر یاد میکند )تاورنیه، ص 81 .) 39 .زمان شاه صفی صفوی )1052 -1038 ه.ق(. 40 .آنچنانکه در منابع تاریخی آمده است، شدت این سیل آنچنان بود که تنها چند بنای تاریخی از جمله مسجد جامع آن باقی ماند و منارة آن هم متمایل گردید )فیض، ج2 ،ص 113 .) 41. Levant lettres edifiantes et curieuses ecrites des missions etrangeres 42 .مقارن با حاکمیت شاه سلطان حسین صفوی )1135-1105 ه.ق(. 43. Marcel-August & Jane Dieulafoy باستانشناسان فرانسوی که در 1881 م./ 1298ه.ق در ایران بودند و سفرنامة آنها با عنوان ایران، کلده و شوش در دانشگاه تهران به چاپ رسیده است. 44...« .در سنة 1293 ه.ق برابر با 1876 م.، ایاالت قم، کاشان، ساوه و زرند را ضمیمة حکمرانی حضرت اعظم شاهنشاهزادة واال امیرکبیر نایبالسلطنه دولت علیه حکمران دارالخالفه فرمودند« )اعتماد السلطنه، تاریخ منتظم ناصری، ج3 ،ص 1965 .) 45 .بنگرید به: حموی، ج ثالث، ص 179 و قزوینی، ص 456. 46 .مراجعه شود به: فرهنگی، ج2 ،صص 386-384. 47 .بنگرید به: دیوالفوا، ص 198. 48 .مراجعه شود به: اعتمادالسلطنه، تاریخ و جغرافیای راه عراق عجم، ص 324. منابع ابراهیمی شیرکوهی، احمد، سیری در ساوه، چاپ اول، قم، نوید اسالم، 1389. ابنحوقل، محمد، سفرنامة ابنحوقل )ایران در»صورةاالرض«(، ترجمه و توضیح جعفر شعار، چاپ دوم، تهران، امیرکبیر، 1366. ابنرُسته، احمد بن عمر، االعالق النفیسه، ترجمة حسین قرهچانلو، چاپ اول، تهران، امیرکبیر، .1365 پژوهشهاي علوم تاريخي، سال 9 ،شمارة 1 ،بهار و تابستان 1396 / 97 ابنطقطقی، محمد بن علی بن طباطبا، تاریخ فخری در آداب ملکداری و دولتهای اسالمی، ترجمة محمدوحید گلپایگانی، چاپ چهارم، تهران، علمی و فرهنگی، 1384. ابنعبدالرحمان، محمدمراد )مترجم و ادیب قرن یازدهم هجری(، ترجمة آثار البالد و اخبار العباد، تصحیح سید محمد شاهمرادی، جلد دوم، تهران، دانشگاه تهران، 1373. ابنفقیه همدانی، ابوبکر احمد بن محمد بن اسحاق ، ترجمة مختصرالبلدان )بخش مربوط به ایران(، ترجمة ح. مسعود، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1349. ابوالفداء، عمادالدین اسماعیل، تقویمالبلدان، ترجمة عبدالمحمد آیتی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، .1349 اذکائی، پرویز، »ساوة باستان«، ساوهنامه )مجموعه مقاالت مجمع تاریخ و فرهنگ ساوه(، ساوه، اداره فرهنگ و ارشاد اسالمی، صص 26-1 ،1369. اشپولر، برتولد، تاریخ ایران در قرون نخستین اسالمی، ترجمة جواد فالطوری، جلد اول، چاپ ششم، تهران، علمی و فرهنگی، 1379 . اشپوهلر، ف.، »قالیبافی و نساجی«، در تاریخ ایران )دورة صفویان(، پژوهش از دانشگاه کمبریج، ترجمة یعقوب آژند، چاپ اول، تهران، جامی، صص 402-373 ،1380. اشمیت، اریک. فردریش، پرواز بر فراز شهرهای باستانی ایران، ترجمة آرمان شیشهگر، چاپ اول، تهران، سازمان میراث فرهنگی )پژوهشگاه(، 1376. اصطخری، ابواسحق ابراهیم، ممالک و مسالک، ترجمة محمد بن اسعد بن عبداهلل تستری، به کوشش ایرج افشار، تهران، مجموعة انتشارات ادبی و تاریخی موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، 1373. اعتمادالسلطنه، محمدحسنخان، تاریخ منتظم ناصری، به تصحیح محمداسماعیل رضوانی، جلد اول، چاپ اول، تهران، دنیای کتاب، 1363. ــــــــــــــــ، تاریخ منتظم ناصری، به تصحیح محمداسماعیل رضوانی، جلد سوم، چاپ اول، تهران، دنیای کتاب، 1367. ــــــــــــــــ، مرآةالبلدان، بهکوشش دکتر عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، جلد اول، تهران، دانشگاه تهران، 1366. ــــــــــــــــ، مرآةالبلدان، بهکوشش دکتر عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، جلد دوم، تهران، دانشگاه تهران، 1367. ــــــــــــــــ، مرآةالبلدان، بهکوشش دکتر عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، جلد سوم، تهران، دانشگاه تهران، 1367. ــــــــــــــــ،»تاریخ و جغرافیای راه عراق عجم«، در سفرنامة عراق عجم، نوشتة ناصرالدینشاه قاجار، به تصحیح میرهاشم محدث، چاپ اول، تهران، اطالعات، صص337-169 ،1387. افشار سیستانی، ایرج، پژوهش در نام شهرهای ایران، چاپ اول، تهران، روزنه، 1378. الویری، محسن، مروری بر جغرافیای تاریخی آوه )مهد تشیع در ایران(، با مقدمة سید نوراهلل کسایی، چاپ اول، تهران، امید دانش، 1380. 98 / ساوه در گذر زمان، )تحوالت تاريخي شهر ساوه با اتکا به منابع مکتوب( امیرحسینی، خسرو، ساوه در گذر تاریخ )زرندیه- آوه- خرقان- نوبران(، چاپ اول، تهران، راز نهان، .1390 امینی هروی، امیر صدرالدین ابراهیم، فتوحات شاهی )تاریخ صفوی از آغاز تا سال 920 ه.ق(، چاپ اول، تهران، انجمن آثار و مفاخر ملی، 1383. الئاریوس، آدام، سفرنامة آدام الئاریوس )بخش ایران(، ترجمة احمد بهپور، ویراستة ابرهارد مایسنر، چاپ اول، تهران، ابتکار، 1363. باربارو، جوزافا، »ذیل سفرنامة جوزافا باربارو«، در سفرنامههای ونیزیان در ایران، ترجمة منوچهر امیری، چاپ اول، تهران، خوارزمی، صص 113-111 ،1349. باستانی پاریزی، محمدابراهیم، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، تهران، صفی علیشاه، 1348. بالذری، احمد بن یحیی، فتوحالبلدان )بخش مربوط به ایران(، ترجمة آذرتاش آذرنوش، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1346 . بلعمی، ابوعلی محمد، ترجمة تاریخ طبری )قسمت مربوط به ایران(، به اهتمام جواد مشکور، تهران، خیام، 1337. پطروشفسکی، آ.پ، »اوضاع اجتماعی- اقتصادی ایران در دورة ایلخانان«، در تاریخ ایران کمبریج )از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان(، پژوهش دانشگاه کمبریج، ترجمة حسن انوشه، گردآورنده: جی. آ. بویل، جلد پنجم، چاپ پنجم، تهران، امیرکبیر، صص 478-455 ،1381. پوپ، آرتر. آپم، سیری در هنر ایران )از دوران پیش از تاریخ تا امروز(، ترجمة باقر آیتاهللزاده شیرازی، ویراستة سیروس پرهام، جلد سوم، چاپ اول، تهران، علمی و فرهنگی، 1387. پیرنیا، محمد کریم و افسر، کرامتاهلل، راه و رباط، چاپ دوم، تهران، آرمین، 1370 . تاجبخش، احمد، تاریخ صفویه )هنر و صنعت، ادبیات و علوم، سازمانها(، جلد دوم، چاپ اول، شیراز، نوید شیراز، 1378. تاورنیه، ژان باپتیست، سفرنامة تاورنیه، اصفهان، تأیید، 1336. تتوی، قاضی احمد و قزوینی، آصفخان، تاریخ الفی )تاریخ ایران و کشورهای همسایه در سالهای 984-850 ه.ق(، به تصحیح علی آلداود، چاپ اول، تهران، فکر روز، 1378. جاللی عزیزیان، حسن، آوه دومین کانون تشیع در تاریخ ایران، چاپ اول، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسالمی، 1379 . جملی کارری، جیووانی فرانسسکو، سفرنامة کارری، ترجمة عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، تبریز، اداره کل فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی با همکاری مؤسسه انتشارات فرانکلین، 1348. جُنابُدی، میرزا بیگ، روضةالصفویه )تاریخ دورة صفویه(، به کوشش غالمرضا طباطبائی مجد، چاپ اول، تهران، موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، 1378. جیهانی، ابوالقاسم بن احمد، اشکالالعالم، ترجمة علی بن عبدالسالم کاتب، به تعلیقات فیروز منصوری، چاپ اول، مشهد، آستان قدس رضوی، 1368. حدود العالم من المشرق الی المغرب )سال 372 ه.ق(، بهکوشش منوچهر ستوده، تهران، دانشگاه تهران، 1340. پژوهشهاي علوم تاريخي، سال 9 ،شمارة 1 ،بهار و تابستان 1396 / 99 حسینی قمی، قاضی احمد بن شرفالدین، خالصةالتواریخ، به تصحیح احسان اشراقی، جلد اول، چاپ دوم، تهران، دانشگاه تهران، 1383 . حسینی، صدرالدین ابوالحسن علی بن ناصر بن علی، زبدةالتواریخ )اخبار امرا و پادشاهان سلجوقی(، به تصحیح محمد نورالدین، چاپ اول، تهران، ایل شاهسون بغدادی، 1380. حکیم، محمدتقی ابن محمدهادی، گنج دانش )جغرافیای تاریخی شهرهای ایران(، با مقدمة عبد- الحسین نوائی، به اهتمام محمدعلی صوتی و جمشید کیانفر، تهران، زرّین، 1366. خطیبشهیدی، حمید، »محوطة باستانی آوه«، گزارشهای باستانشناسی 6 ،چاپ اول، تهران، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، صص 20-9 ،1386. خنجی اصفهانی، فضلاهلل روزبهان، تاریخ عالمآرای امینی )شرح حکمرانی سالطین آققویونلو و ظهور صفویان(، تصحیح محمداکبر عشیق، چاپ اول، تهران، میراث مکتوب، 1382. دروویل، گاسپار، سفر در ایران )1191 ه.ش(، ترجمة منوچهر اعتماد مقدم، چاپ اول، تهران، شباویز، 1364. دسیلوا فیگوئرآ، دن گارسیا، سفرنامة دن گارسیا دسیلوا فیگوئرآ )سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس اول(، ترجمة غالمرضا سمیعی، چاپ اول، تهران، نو، 1363. دالواله، پیترو، سفرنامة پیترو دالواله )قسمت مربوط به ایران(، ترجمه و شرح و حواشی از شعاع الدین شفا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1348. دوسرسی، کنت، ایران در 1840-1839 م. )1256-1255 ه.ق( سفارت فوقالعاده کنت دوسرسی، ترجمة احسان اشراقی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1362. دیوالفوا، مادام ژان، سفرنامة مادام دیوالفوا »ایران و کلده«، ترجمة فرهوشی )مترجم همایون سابق(، تهران، قصهپرداز، 1378. دیوالفوا، مادام ژان؛ دونور، شوالیه لژیون؛ آکادمی، افسر، ایران، کلده و شوش، ترجمة علیمحمد فره- وشی، بهکوشش بهرام فرهوشی، چاپ چهارم، تهران، دانشگاه تهران، 1369. ذکایی ساوجی، مرتضی، »پژوهشی دربارة سابقة تاریخی و معماری بنای قلعه دختر ساوه«، مجموعه مقاالت کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران )ارگ بم-کرمان(، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، .1374 ،523-541 صص ـــــــــــــــ، »بررسی نام ساوه در کتیبة یونانی پئوتینگرایا«، ویراستة مهدی مظفری ساوجی، نامة ساوه )مجموعه مقالههای ساوهپژوهی(، مشهد، کردگاری، صص40-35 ،1386. ـــــــــــــــ، »حاکمان ساوه در طول تاریخ«، ویراستة مهدی مظفری ساوجی، نامة ساوه )مجموعه مقالههای ساوهپژوهی(، مشهد، کردگاری، صص 149-145 ،1386. رازی، امیناحمد، تذکرة هفت اقلیم، به تصحیح محمدرضا طاهری »حسرت«، جلد دوم، تهران، سروش، 1378. راوندی، محمد بن علی بن سلیمان، راحةالصدور و آیةالسرور در تاریخ آلسلجوق، به سعی و تصحیح محمد اقبال، تهران، علیاکبر علمی، 1333. 100 / ساوه در گذر زمان، )تحوالت تاريخي شهر ساوه با اتکا به منابع مکتوب( زندهدل، حسن؛ نوروزی، محرم؛ سلیمی، زهره؛ حکیمیان، امیرحسین و نجمالدین، محمدرضا، مجموعه راهنمای جامع ایرانگردی استان مرکزی، تهران، ایرانگردان، 1379. زندهدل، حسن، راهنمای ایرانگردی )استانها و شهرها(، چاپ اول، تهران، ایرانگردان، 1384. سرفراز، علیاکبر و آورزمانی، فریدون، سکههای ایران از آغاز تا دوران زندیه، تهران، سمت، 1379. سیفالدوله، سلطان محمدمیرزا، سفرنامة سیفالدوله )معروف به سفرنامة مکه(، به تصحیح علیاکبر خداپرست، چاپ اول، تهران، نی، 1364. سیفی فمی تفرشی، مرتضی، مروری بر جغرافیای تاریخی ساوه، چاپ اول، تهران، مجید، 1370. سیوری، راجر، م، ایران عصر صفوی، ترجمة کامبیز عزیزی، چاپ اول، تهران، مرکز، 1372. شاردن، ژان، دائرةالمعارف تمدن ایران )سیاحتنامة شاردن(، ترجمة محمد عباسی، جلد سوم، تهران، امیرکبیر، 1336. شیل، لیدی، خاطرات لیدی شیل »همسر وزیر مختار انگلیس در اوایل سلطنت ناصرالدینشاه«، ترجمة حسین ابوترابیان، چاپ دوم، تهران، نو، 1368. طبری، محمد بن جریر، تاریخنامة طبری، گردانیده منسوب به ابوعلی محمد بن محمد بلعمی، به تصحیح و تحشیة محمد روشن، مجلد اول، چاپ اول، تهران، نو، 1366. عبداهلل گروسی، عباس، »سیر تحوالت تاریخی شهر ساوه«، مجموعه مقاالت کنگرة تاریخ معماری و شهرسازی، جلد پنجم، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، صص 496 -483 ،1376. عزیزی، حمید و کریمیان، حسن، »نقش بازرگانان در بافت تاریخی شهر یزد در عصر قاجار«، تاریخ اسالم، سال شانزدهم، شمارة اول، صص 261-231 ،1394. غفاری قزوینی، قاضی احمد، تاریخ جهانآرا، تهران، حافظ، 1343. فراهانی، ابوالفضل، مسجد جامع ساوه، چاپ اول، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، 1380. فرهنگی، عادل، »سیمای ایوان غربی مسجد جامع ساوه«، مجموعه مقاالت کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران )ارگ بم(، جلد دوم، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، صص 398-380 ،1374. فضلاهلل همدانی، خواجه رشیدالدین، جامعالتواریخ )تاریخ آلسلجوق(، به تصحیح محمد روشن، چاپ اول، تهران، میراث مکتوب، 1386. فقیهی، علیاصغر، آلبویه و اوضاع زمان ایشان )با نموداری از زندگی مردم در آن عصر(، گیالن، صبا، 1357. فالندن، اوژن، سفرنامة اوژن فالندن به ایران، ترجمة حسین نورصادقی، چاپ سوم، تهران، اشراقی، .)2536( 1356 فووِریه، ژوآنس، سه سال در دربار ایران )1306 تا 1309 ه.ق(، ترجمة عباس اقبال، تهران، علیاکبر علمی و شرکا، 1326. فیض، عباس، گنجینة آثار قم، جلد دوم )قم و مشاهد(، چاپ اول، قم، مهر استوار، 1350. قاضیها، فاطمه، سفرهای ناصرالدینشاه به قم )1309 -1266 ه.ق(، چاپ اول، تهران، سازمان اسناد ملی ایران »پژوهشکدة اسناد«، 1381. پژوهشهاي علوم تاريخي، سال 9 ،شمارة 1 ،بهار و تابستان 1396 / 101 قزوینی، زکریا بن محمد بن محمود، آثار البالد و اخبار العباد، ترجمه با اضافات از جهانگیر میرزا قاجار، به تصحیح و تکمیل میرهاشم محدث، چاپ اول، تهران، امیرکبیر، 1373. قمی، حسن بن محمد بن حسن سائب بن مالک اشعری قمی )از اعالم قرن چهارم(، تاریخ قم، ترجمة تاجالدین حسن خطیب بن بهاءالدین علی بن حسن بن عبدالملک قمی )در 806-805 ،)تحقیق محمدرضا انصاری قمی، چاپ اول، قم، کتابخانة بزرگ حضرت آیتاهللالعظمی مرعشی نجفی )گنجینة )ره( جهانی مخطوطات اسالمی(، 1385. ــــــــــــــــ، تاریخ قم، ترجمة حسن بن علی بن حسن بن عبدالملک قمی، به تصحیح سید جاللالدین تهرانی، تهران، توس، 1361 . کریمان، حسین، قصران )کوهسران(، بخش نخستین، تهران، سلسله انتشارات آثار ملی، 1356 .)2536( کریمی، فاطمه و کیانی، محمدیوسف، هنر سفالگری دورة اسالمی ایران، ویراستة عباس شریفی، چاپ اول، تهران، مرکز باستانشناسی ایران، 1364. کریمیان، حسن و تقوی، عابد، »شهرهای مازندران در راهبرد ملی صفویان، مطالعة موردی: فرحآباد ساری«، مجموعه مقاالت همایش ملی چشمانداز باستانشناسی شمال کشور در دهة آینده، مؤسسة آموزش عالی مارلیک نوشهر، اول و آخر، صص 82-69 ،1389. کریمیان، حسن و سادات، محبوبه، »معضالت اجتماعی و اقتصادی شهرهای ایران عصر صفوی با استناد به فرمانهای حکومتی منقور بر سنگ«، فرهنگ، سال بیست و یکم، شماره چهارم، پیاپی 68 ، .1387 ،183-257 صص کشیشان ژزوئیت، نامههای شگفتانگیز، ترجمة بهرام فرهوشی، تهران، اندیشه جوان، 1370. کمپفر، انگلبرت، در دربار شاهنشاه ایران، ترجمة کیکاووس جهانداری، تهران، انجمن آثار ملی، .1350 کنتارینی، آمبروسیو، سفرنامة آمبروسیو کنتارینی، ترجمة قدرتاهلل روشنی، تهران،امیرکبیر، 1349. کیانی، محمدیوسف، »سیمای شهرهای ایران از دید جهانگردان«، در نظر اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران، به کوشش محمدیوسف کیانی، چاپ اول، تهران، هواپیمایی جمهوری اسالمی ایران .1365 ،371-457 صص(، هما) ـــــــــــــــ، پیشینة سفال و سفالگری در ایران، ویراستة پروین ترکمنیآذر، تهران، نسیم دانش، .1380 گردیزی، ابوسعید عبدالحیّ بن ضحّاک ابن محمود، تاریخ گردیزی )443-442 ه.ق(، به تصحیح عبدالحی حبیبی، چاپ اول، تهران، دنیای کتاب، 1363. لُرد کُرزُن، جرج، ن، ایران و قضیة ایران، ترجمة ع. وحید مازندرانی، جلد دوم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1350 . لسترنج، گای، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خالفت شرقی )بینالنهرین، ایران و آسیای مرکزی از زمان مسلمین تا ایّام تیمور(، ترجمة محمود عرفان، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1337. 102 / ساوه در گذر زمان، )تحوالت تاريخي شهر ساوه با اتکا به منابع مکتوب( مستوفی قزوینی، حمداهلل بن ابی بکر، نزهةالقلوب )المقالة الثالثة در وصف بلدان و والیات و بقاع(، به اهتمام و تصحیح گای لیسترنج، چاپ اول، تهران، دنیای کتاب، 1362. ــــــــــــ )در730ه.ق(، تاریخ گزیده، به اهتمام دکتر عبدالحسن نوائی، تهران، امیرکبیر، 1339. مشکوتی، نصرتاهلل، از سالجقه تا صفویه، تهران، ابنسینا، 1343. مهریار، محمد؛ فرهنگی، عادل؛ مختاری، اسکندر، »سیر تحوالت معماری مسجد جامع ساوه«، مجموعه مقاالت کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران )ارگ بم(، جلد دوم، چاپ اول، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، صص812-760 ،1374. میراحمدی، مریم، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در عصر صفوی، چاپ اول، تهران، امیرکبیر، .1371 میرخواند، محمد بن خاوندشاه بلخی، روضة الصفا، تهذیب و تلخیص دکتر عباس زریاب، چاپ اول، تهران، علمی، 1373. میرزا سمیعا، محمدسمیع، سازمان اداری حکومت صفوی با تعلیقات مینورسکی بر تذکرةالملوک، ترجمة مسعود رجبنیا، بهکوشش محمد دبیرسیاقی، بخش اول و دوم، چ. سوم، تهران، امیرکبیر، 1378. میشائیل، رربورن کالوس، نظام ایاالت در دورة صفویه، ترجمة کیکاووس جهانداری، چاپ سوم، علمی و فرهنگی، تهران، 1383. مینورسکی، والدیمیر، »شهر ساوه«، ترجمة مرتضی ذکایی، نامة ساوه )مجموعه مقالههای ساوه- پژوهی(، مشهد، کردگاری، صص 34-23 ،1386. ناصرالدینشاه قاجار، »سفرنامة عراق عجم«، در سفرنامة عراق عجم، نوشتة ناصرالدینشاه قاجار، به ضمیمة تاریخ و جغرافیای راه عراق عجم، نوشتة محمدحسنخان اعتمادالسلطنه، به تصحیح میرهاشم محدث، چاپ اول، تهران، اطالعات، صص 158-19 ،1387. النرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ بخارا، ترجمة ابونصر احمد بن محمد بن نصرالقبادی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1351. نیشابوری، خواجه امام ظهیرالدین، سلجوقنامه با ذیل سلجوقنامه، تألیف ابوحامد محمد بن ابراهیم، تهران، گالله خاور، 1332. ورهرام، غالمرضا، نظام سیاسی و سازمانهای اجتماعی ایران در عصر قاجار، چاپ اول، تهران، معین، .1385 یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمة محمدابراهیم آیتی، جلد دوم، چاپ ششم، تهران، علمی و فرهنگی، 1371. حموی، شهابالدین ابی عبداهلل یاقوت بن عبداهلل، معجمالبلدان، المجلد الثالث، بیروت، دار صادر للطباعه و النشر، 1957م. Tomashcek, Wilhelm, Zur Historischen Topographie Von Persien, Zu wein Band 102 und 108, Neudruk der Ausgaben von 1883 und 1885, Biblio Verlag, Osnabrϋck, 1972. نیرومند، حمیدرضا، »نمای نزدیک از قیز قلعه«، com.cc-aftabgardan.savehsara://http .12.04.2