این هم هدیه ای برای تمامی دوستان گران مایه و بزرگوار
-
حافظ » غزلیات » غزلماره ۱۲۴ :لمااوجی » دیوان اشع
حافظ (بیت آخر): کی کند سوی دل خسته حافظ نظری - چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد
سلمان ساوجی (بیت اول): دام زلف تو به هر حلقه، طنابی دارد - چشم مست تو به هر گوشه خرابی دارد
- ۲.
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۳۰ :: سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۴۱ - در مدح امیر شیخ حسن
حافظ (بیت چهارم): مقیم حلقه ذکر است دل بدان امید - که حلقهای ز سر زلف یار بگشاید
سلمان ساوجی (بیت پنجم): بنفشه در شکن و پیچ راست میماند - به حلقهای که سر زلف یار بگشاید
- ۳.
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۳۶ :: سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۲۸۳
حافظ (بیت چهارم): بر سر تربت من با می و مطرب بنشین - تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم
سلمان ساوجی (بیت چهارم): چون شوم خاک به خاکم گذری کن چو صبا - تا به بویت ز زمین رقص کنان برخیزم
- ۴.
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۲۷ :: سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۷۱ - در مدح دلشاد خاتون
حافظ (بیت اول): چراغ روی تو را شمع گشت پروانه - مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه
سلمان ساوجی (بیت هفتم): چراغ حسن تو را شمع روز پروانه - کمند زلف تو را باد صبح سرگردان
- ۵.
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۵۰ :: سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۱۱۱
حافظ (بیت ششم): چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ - سر چرا بر من دلخسته گران میداری
سلمان ساوجی (بیت چهارم): رایگان چون سر و زر در قدمش میبازم - سر چرا بر من شوریده گران میدارد؟
- ۶.
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۷۴ :: سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۳۴۰
حافظ (بیت آخر): خیال چنبر زلفش فریبت میدهد حافظ - نگر تا حلقه اقبال ناممکن نجنبانی
سلمان ساوجی (بیت هشتم): صبا چون نیست امکان تصرف در سر کویش - نگر تا حلقه اقبال ناممکن نجنبانی!
- ۷.
حافظ » قصاید » قصیده شماره ۱ - در مدح شاه شجاع :: سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۳ - در مدح شیخ حسن نویان
حافظ (بیت نهم): گر در خیال چرخ فتد عکس تیغ او - از یکدگر جدا شود اجزای توأمان
سلمان ساوجی (بیت سی و پنجم): گر در میان تیر فتد عکس تیغ او - اعضای توامان شود از یکدگر جدا
حافظ (بیت سیزدهم): تو آفتاب ملکی و هر جا که میروی - چون سایه از قفای تو دولت بود دوان
سلمان ساوجی (بیت چهلم): تو آفتاب ملکی و هر جا که میروی - دولت تو را چو سایه دوان است در قفا
در بخش دوم مجموعه شعرهایی از دو شاعر را که توأماً هموزن و همقافیه هستند در گروههای مجزا فهرست کردهایم:
- ۱.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۳ : ز شراب لعل نوشین من رند بی نوا را - مددی که چشم مستت به خمار کشت ما را
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۶ : به ملازمان سلطان که رساند این دعا را - که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
- ۲.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۴ : بدست باد گهگاهی سلامی میرسان یارا - که از لطف تو خود آخر سلامی میرسد ما را
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳ : اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را - به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
- ۳.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۱۷ : ره، خرابات است و درد سالخورده، پیر ما - کس نمیداند به غیر از پیر ما، تدبیر ما
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۰ : دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما - چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
- ۴.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۲۱ : نوبهار و عشق و مستی، خاصه در عهد شباب - میکند، بنیاد مستوری مستوران، خراب
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۹ - در طلب بخشش از سلطان : ای سران ملک را شمشیر تو مالک رقاب! - باغ عدل از جویبار تیغ سبزت خورده آب!
حافظ » اشعار منتسب » شماره ۲ : صبح دولت میدمد کو جام همچون آفتاب - فرصتی زین به کجا باشد بده جام شراب
- ۵.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۴۰ : دلی چو زلف تو سر تا به پای، جمله شکست - ز سر برآمده، در پا فتاده، رفته ز دست
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۵ : شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست - صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۸ : به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست - که مونس دم صبحم دعای دولت توست
- ۶.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۴۱ : گر بدین شیوه کند، چشم تو مردم را مست - نتوان گفت، که در دور تو، هشیاری هست
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۱۶ - در مدح سلطان اویس : ای که روی تو به صدبار، ز گل تازهترست - از حیایت به عرق، روی گل تازهترست
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۴ : مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست - که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۶ : زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست - پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
- ۷.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۴۶ : تا بدیدم حلقه زلف تو، روز من، شب است - تا ببوسیدم سر کوی تو، جانم بر لب است
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۱ : آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است - یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است
- ۸.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۵۷ : فراق روی تو از شرح و بسط، بیرون است - زما مپرس، که حال درون دل، چون است
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۵۴ : ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است - ببین که در طلبت حال مردمان چون است
- ۹.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۷۵ : درون، ز غیر بپرداز و ساز، خلوت دوست - که اوست، مغز حقیقت، برون از همه پوست
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۵۸ : سر ارادت ما و آستان حضرت دوست - که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
- ۱۰.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۸۲ : شب فراق تو را روز وصل، پیدا نیست - عجب شبی، که در آن شب، امید فردا نیست
حافظ » قطعات » قطعه شماره ۲ : سرای مدرسه و بحث علم و طاق و رواق - چه سود چون دل دانا و چشم بینا نیست
- ۱۱.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۸۳ : بیمار غمت را، بجز از صبر دوا نیست - صبرست، دوای من و دردا، که مرا نیست
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۶۹ : کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست - در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست
- ۱۲.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۱۱۲ : بیا که ملک جمال تو را، زوال مباد - به غیر طره، پریشانیی، بدو مرساد
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۴۴ : کنار حرص الا پر کجا توانی کرد - تو از طمع که سه حرف میان تهی افتاد
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۴۷ : خدایگان وزیران ملک آصف عهد - زهی نهاده نهاد تو عدل را بنیاد
حافظ » قطعات » قطعه شماره ۷ : به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق - به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۰۱ : شراب و عیش نهان چیست کار بیبنیاد - زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد
- ۱۳.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۱۱۳ : در ازل، عکس می لعل تو در جام، افتاد - عاشق سوخته دل، در طمع خام افتاد
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۱۱ : عکس روی تو چو در آینه جام افتاد - عارف از خنده می در طمع خام افتاد
- ۱۴.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۱۲۴ : گراز تن جان شود معزول، عشقت جای آن دارد - که در ملک دلم عشقت، همان حکم روان دارد
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۲۰ : بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد - بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
- ۱۵.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۱۲۸ : دام زلف تو به هر حلقه، طنابی دارد - چشم مست تو به هر گوشه، خرابی دارد
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۲۴ : آن که از سنبل او غالیه تابی دارد - باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
- ۱۶.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۱۵۰ : دلی که شیفته یار دلربا باشد - همیشه زار و پریشان و مبتلا باشد
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۵۹ : فراز تخت معانی چو کوس فضل زنم - سبق ز جمله اقران خود مرا باشد
حافظ » قطعات » قطعه شماره ۱۱ : به سمع خواجه رسان ای ندیم وقتشناس - به خلوتی که در او اجنبی صبا باشد
- ۱۷.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۱۵۱ : بر منت ناز و ستم، گرچه به غایت باشد - حاش لله که مرا از تو شکایت باشد!
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۵۸ : من و انکار شراب این چه حکایت باشد - غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد
- ۱۸.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۱۹۷ : گاه در مصطبه دردی کش رندم خوانند - گاه در خانقهم صوفی صافی دانند
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۸۰ : شاها وزرایی که امینان امیرند - بی وجه مرا در پی خود چند دوانند
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۹۳ : در نظربازی ما بیخبران حیرانند - من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
- ۱۹.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۲۰۸ : همچنان مهر توام مونس جان است که بود - همچنان ذکر توام ورد زبان است که بود
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۱۳ : گوهر مخزن اسرار همان است که بود - حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود
- ۲۰.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۲۰۹ : جان شیرین گر قبول چون تو جانانی بود - کی به جانی باز ماند، هر که را جانی بود؟
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۱۸ : در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود - تا ابد جام مرادش همدم جانی بود
- ۲۱.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۲۲۴ : مرا از آینهٔ سخت روی سخت آید - که در برابر روی تو روی بنماید
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۹۱ : ایا شهی که غبار سپاه منصورت - عذار فتح به خط معنبر آراید
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۳۰ : اگر به باده مشکین دلم کشد شاید - که بوی خیر ز زهد ریا نمیآید
- ۲۲.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۲۴۸ : هست پیغامی مرا کو قاصدی مشکین نفس - سست میجنبد صبا ای صبح کار توست و بس
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۶۷ : ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس - بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس
- ۲۳.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۲۶۲ : چند گویی با تو یک شب روز گردانم چو شمع - من عجب دارم گر امشب تا سحر مانم چو شمع
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۹۴ : در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
- ۲۴.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۲۶۶ : به مهر روی تو خواهم رسید، ذره مثال - نمیرسد به زمین پایم از نشاط وصال
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۱۸ : پناه زمره اسلام تاج دولت و دین - زهی خرد ز وجود تو کسب کرده کمال
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۰۳ : شممت روح وداد و شمت برق وصال - بیا که بوی تو را میرم ای نسیم شمال
- ۲۵.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۲۶۹ : ای بهم برزده زلف تو سراسر کارم - من چو موی توام آشفته، فرو نگذارم
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۲۴ : گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم - همچنان چشم گشاد از کرمش میدارم
- ۲۶.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۲۷۰ : آرزو دارم ز لعلش تا به لب جام مدام - وز سرم بیرون نخواهد رفتن این سودای خام
حافظ » قطعات » قطعه شماره ۲۱ : سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت - بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۰۹ : عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام - مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام
- ۲۷.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۲۷۹ : بی دوست من از باغ ارم یاد نیارم - ور جنت فردوس بود، دوست ندارم
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۲۵ : گر دست دهد خاک کف پای نگارم - بر لوح بصر خط غباری بنگارم
- ۲۸.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۲۸۳ : صبح محشر که من از خواب گران برخیزم - به جمالت که چو نرگس نگران برخیزم
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۳۶ : مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم - طایر قدسم و از دام جهان برخیزم
- ۲۹.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۳۱۴ : خواهیم چون زلیخا، یوسف رخی گزیدن - بس دامنش گرفتن، وانگه فرو کشیدن
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۹۲ : دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن - در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
- ۳۰.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۳۳۱ : ای سر سودای من رفته در سودای تو - باد سر تا پای من برخی ز سر تا پای تو
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۱۰ : ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو - زینت تاج و نگین از گوهر والای تو
- ۳۱.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۳۴۰ : دلا من قدر وصل او ندانستم تو میدانی - کنون دانستم و سودی نمیدارد پشیمانی
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۷۴ : هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی - که هم نادیده میبینی و هم ننوشته میخوانی
- ۳۲.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۳۴۱ : هر دم به تیز غمزه دلم را چه میزنی؟ - خود را گذاشتم به تو خود در دل منی
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۷۹ : صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی - برگ صبوح ساز و بده جام یک منی
- ۳۳.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۳۵۵ : چه میبری دل ما چون نگه نمیداری؟ - چه دلبری که نمیآید از تو دلداری؟
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۵۶ : ز دور دایره این محیط پرگاری - نصیب من همه سرگشتگی است پنداری
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۸۹ - در مدح سلطان اویس : دمید گرد لب جوی خط زنگاری - بیاد و در قدح افکن شراب گلناری
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۴۳ : چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری - خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری
- ۳۴.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۳۶۳ : ز سودای رخ و زلفش، غمی دارم شبانروزی - مرا صبح وصال او، نمیگردد شبی روزی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۵۸ : به حق المعرفت هر کس چه داند کازر و نی را - منش دانم بد اندیشی است بد نفسی بد آموزی
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۵۴ : ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی - از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
- ۳۵.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۳۶۸ : نه در کوی تو مییابم مجالی - نه میبینم وصالت هر به سالی
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۶۳ : سلام الله ما کر اللیالی - و جاوبت المثانی و المثالی
- ۳۶.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۳۷۴ : هر که از روی تواضع بنهد پیشانی - پیش روی تو زهی روی و زهی پیشانی!
حافظ » قطعات » قطعه شماره ۳۲ : خسروا دادگرا شیردلا بحرکفا - ای جلال تو به انواع هنر ارزانی
حافظ » قطعات » قطعه شماره ۳۳ : ساقیا باده که اکسیر حیات است بیار - تا تن خاکی من عین بقا گردانی
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۷۲ : احمد الله علی معدله السلطان - احمد شیخ اویس حسن ایلخانی
- ۳۷.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۳۸۴ : کشیده کار ز تنهایم به شیدایی - ندانم این همه غم چون کشم به تنهایی
حافظ » قطعات » قطعه شماره ۲۹ : به من سلام فرستاد دوستی امروز - که ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۹۱ : به چشم کردهام ابروی ماه سیمایی - خیال سبزخطی نقش بستهام جایی
- ۳۸.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شماره ۳۸۵ : چشم داریم که دلبستگی بنمایی - دل ما راست فرو بستگی، بگشایی
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۹۰ : در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
- ۳۹.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۲۰ : زهی آصف کز صفاتی کز کفایت - تو را ملک سلیمان در نگین است
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۵۵ : خم زلف تو دام کفر و دین است - ز کارستان او یک شمه این است
- ۴۰.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۴۰ : مشیر ملک و صلاح زمانه عزالدین - که هر چه هست به جز خدمت تو نیست صلاح
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۹۸ : اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح - صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
- ۴۱.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۸۲ : ای خسروی که دست و دل کامگار تو - کار جهان به تیغ جهانگیر میکنند
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۰۰ : دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند - پنهان خورید باده که تعزیر میکنند
- ۴۲.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۹۴ : شبی زبان فصاحت ز منهیان خرد - سوال کرد غرض آنکه مدتی است مدید
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۳۸ : جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید - هلال عید در ابروی یار باید دید
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۳۹ : رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید - وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید
- ۴۳.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۰۷ : کرا مجال بود کز زبان همچومنی - حکایتی برساند به بارگاه وزیر
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۵۶ : نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر - هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
- ۴۴.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۱۲ : قوی و بزرگ و سرافراز و سرخ رو ناگه - به آرزوی تو برخاستم ز مسکن خویش
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۹۰ : دلم رمیده شد و غافلم من درویش - که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش
حافظ » اشعار منتسب » شماره ۱۵ : به جد و جهد چو کاری نمیرود از پیش - به کردگار رها کرده به مصالح خویش
- ۴۵.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۲۵ : صاحب قران مملکت ای آصفی که هست - صدر تو قبله عرب و کعبه عجم
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۱۲ : بشری اذ السلامه حلت بذی سلم - لله حمد معترف غایه النعم
- ۴۶.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۳۵ : زاهد بگ آفتاب سلاطین شرق و غرب - دارای تاج بخش و خدیو جهان ستان
حافظ » قصاید » قصیده شماره ۱ - در مدح شاه شجاع : شد عرصهٔ زمین چو بساط ارم جوان - از پرتو سعادت شاه جهان ستان
- ۴۷.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۳۸ : شاعری سحر آفرینم، ساحری معجز نما - خازن گنج ممالک، مالک ملک سخن
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۷۵ - در موعظه و دوری از دنیا : ای دل آخر یک قدم بیرون خرام از خویشتن - آشنا شو با روان بیگانه شو از خویشتن
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۷۶ - در مدح سلطان اویس : نقره ی خنگ صبح را در تاخت سلطان ختن - ساقیا گلگون کمیتت را به میدان در افکن
حافظ » قطعات » قطعه شماره ۲۲ : سرور اهل عمایم شمع جمع انجمن - صاحب صاحبقران خواجه قوام الدین حسن
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۹۰ : افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن - مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن
- ۴۸.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۴۰ : ز هجرت نبوی رفته هفصد و چل و چار - در آخر رجب افتاد اتفاق حسن
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۴۱ : جهان مجد و معالی رشید دولت و دین - زهی به جاه و جمال تو چشم جان روشن
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۸۸ : بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن - به شادی رخ گل بیخ غم ز دل برکن
- ۴۹.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۴۷ : صاحب سلطان نشان دستور اعظم شمس الدین - ای جلال رفعتت را اوج گردون پایگاه
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۸۳ - درمرثیه ی شاهزاده ی بیرام شاه : آسمان با سینه ی پر آتش و پشتی دو تا ه - شد به های های گریان بر سر بیرام شاه
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۸۴ - در مدح شیخ حسن نویان : منت ایزد را که ذات خسرو گیتی پناه - در پناه صحت است از فیبض الطاف اله
حافظ » قطعات » قطعه شماره ۲۶ : ساقیا پیمانه پر کن زانکه صاحب مجلست - آرزو میبخشد و اسرار میدارد نگاه
- ۵۰.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۵۹ : چو بر طلول دیار حبیب بگذشتم - که کرده بود خرابش جهان ز بی باکی
سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۵۶ - قطعه : چو بر حدود یار حبیب بگذشتم - که کرده بود خرابش جهان زبیبا کی
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴۶۱ : کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی - بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی
- ۵۱.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شماره ۴ : جز نقش تو در نظر نیامد مارا - جز کوی تو رهگذر نیامد ما را
حافظ » رباعیات » رباعی شماره ۱ : جز نقش تو در نظر نیامد ما را - جز کوی تو رهگذر نیامد ما را
- ۵۲.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شماره ۱۰ : من با کمر تو در میان کردم دست - پنداشتمش که در میان چیزی هست
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شماره ۳۸ : آتش ز دهان شمع دیشب میجست - ناگاه سپیده دم زبانش بشکست
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شماره ۴۵ : آورد بهم تیر و کمان را در دست - تیر آمد و در خانه خویشش بنشست
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شماره ۴۶ : دیشب سر زلف یار بگرفتم مست - کز دست من دلشده چون خواهی رست
حافظ » رباعیات » رباعی شماره ۵ : من باکمر تو در میان کردم دست - پنداشتمش که در میان چیزی هست
- ۵۳.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شماره ۲۷ : تا اسب مراد شه صفت میتازی - با حال من پیاده کی پردازی؟
حافظ » رباعیات » رباعی شماره ۳۹ : با شاهد شوخ شنگ و با بربط و نی - کنجی و فراغتی و یک شیشهٔ می
- ۵۴.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شماره ۳۹ : ما هم که رخش روشنی خور بگرفت - گرد خط او دامن کوثر بگرفت
حافظ » رباعیات » رباعی شماره ۸ : ماهم که رخش روشنی خور بگرفت - گرد خط او چشمهٔ کوثر بگرفت
- ۵۵.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شماره ۷۳ : دستت چو به کارد کلک را بتراشید - دانی سر انگشت تو چون بخراشید؟
سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۱۰۱ - رباعی : ای آینه کرده در رخت روی امید - بر چشمم ازین خط سیه روی ، سپید
حافظ » رباعیات » رباعی شماره ۱۷ : از چرخ به هر گونه همیدار امید - وز گردش روزگار میلرز چو بید
- ۵۶.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۱۲ - در مدحدلشاد خاتون : سر سودای سر زلف تو تا در سرماست - همچو مویت دل سودایی ما بیسر و پاست
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۱۸ - در مدح سلطان الوزرا محمد زکریا : سرو با قد تو خواهد که کند بالا راست - راستی نیستش این شیوه که بالای تو راست
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۰ : روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست - می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
- ۵۷.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۱۵ - در مدح دلشاد خاتون : مصور ازل از روح، صورتی میخواست - مثال قد تو را برکشید و آمدراست
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۲ : چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست - سخن شناس نهای جان من خطا این جاست
- ۵۸.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۴۳ - در مدح سلطان اویس : زامروز تا به حشر بر ابنای روزگار - شکرانه واجب است به روزی هزار بار
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۴۶ : عید است و آخر گل و یاران در انتظار - ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار
- ۵۹.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۶۰ - در موعظه ونصیحت : رفتند رفیقان ورسیدند به منزل - در خواب غروری تو هنوز ، ای دل غافل !
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۰۴ : دارای جهان نصرت دین خسرو کامل - یحیی بن مظفر ملک عالم عادل
- ۶۰.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۶۱ - در مدح غیاث الدین محمد : راه نجم چو مشرف کند ایوان حمل - عامل نامیه را باز فرستد به عمل
حافظ » قطعات » قطعه شماره ۲۰ : بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل - هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل
- ۶۱.
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۶۲ - در مدح سلطان اویس : شفق آمد چو می و ماه نو عید چو جام - غرض آن است که امشب شب جام است و مدام
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیده شماره ۶۴ - در مدح امیر شیخ حسن : ای سر کوی تو را کعبه رسانیده سلام - عاشقان را حرم کعبه کوی تو مقام
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۱۰ : مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام - خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام
- ۶۲.
سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۸۴ - قطعه : بزمی که از نوای نوالش به بزم خلد - روحانیان نواله برند از برای حور
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۵۴ : دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور - گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور
- ۶۳.
سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۹۴ - دوبیتی : آیا کراست زهره؟ آیا کراست یارا؟ - کر من برد به یارم این یک سخن که: «یارا؟
حافظ » غزلیات » غزل شماره ۵ : دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را - دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا