بیوگرافی و مختصری از زندگینامه
جناب استاد سید ابراهیم کمال حسینی ملقب به [عمادالفقرا بابا کمال ساوجی] فرزند آ سید عباس متولد یکم فروردین ۱۳۴۲ در یک خانواده بسیار متدین ومذهبی در شهر کهنسال و ادب پرور ساوه خ تهجدی(انقلاب فعلی) گذر بازار تکیه مهدی انقلاب ۱۰ که در احداث خ انقلاب دهه چهل نیمی از آن خانه در عقب نشینی و الباقی بصورت تجاری شده منزل پدری قدم به عرصه وجود گذاشت و پس از ان به کوی حاج سالار یا معراج (رفیعی) انقلاب ۷ نقل مکان کردند او دارای سه خواهر و دو برادر تنی و دو برادر ناتنی می باشد و مادرش بانو عفت گلکار خانه دار بوده که متاسفانه در اثر حادثه تلخ تصادف اتوبوس همراه یک دخترش و نوه اش در عنفوان جوانی در سن ۴۲ سالگی دار فانی را وداع گفت. استاد در هیجده سالگی از داشتن مهر مادری محروم شد و به گفته خودش لطف خدا بود که بعد آن حادثه تلخ توانستم با آنهمه غم سرپا شوم. گر چه پس لرزه های ان هنوز هم با من است. پدر و مادرش اولین کسانی بودند که در دوران کودکی با خواندن شعرهای محلی و مذهبی و نسخه تعزیه او را با دنیای شعر آشنا نمودند ، پدرش کارمند (راننده) اداره کشاورزی و دامپزشکی ساوه( جهاد سازندگی فعلی) که در عصر خویش جز یکی از بهترین تعزیه خوان های شهر ساوه بوده و همزمان با داشتن شغل اداری در جوانی در زورخانه جناب کربلایی رجب علی فرشاد داخل بازار نزدیک خانه پدری خود ورزش نموده و گاهی نیز مرشدی باشگاه را انجام می داده جناب استاد کمال سومین فرزنده خانواده و بازنشسته شهرداری ساوه است که در زمان اشتغال خدمات فراوانی از نوعدوستی برای مردم انجام داده و همیشه آن امور را وظیفه کاری می داند و می گوید حقوق می گرفتم وظیفه ام بوده ،کار خاصی انجام ندادم قسم یاد می کند ارباب رجوعی نداشتم که خود را برتر ز او دانم وفخر فروشم یا از بالا نظاره گر او و خلق باشم .به فرموده خودشان سرودن و نوشتن شعر را از پایان دوره دبستان و اول دوره تحصیلی راهنمایی(۱۲ سالگی) با تشویق دبیر و استادی محترم به نام جناب اسماعیل وکیل شروع نموده گر چه قبل آن جمله ها و اشعاری موزون می گفته ولی در فکر ثبت آنان نبوده و پس از ان تصادف و فوت اعضا خانواده و مشکلات پیش رو زندگی ،چند صباحی از سرودن دوری گزیده و فقط مطالعه می نموده و عنوان می کند خیل بزرگانی در سمت دبیر ،معلم، استاد ،راهنمایش بوده اند و همچنین در محضر استادان محترم چون آقایان حسین سمندر ، ابوالقاسم فخاریان ،ابوالفضل بیضا،احمد نعمتی ،سید مصطفی بشیری، محمد خراطی،سید حسین حسینی، محمد مجد ،محمد رضا رابط، دکتررضاحیدری، اسماعیل وکیل ،دکتر محمدتقی قندی،جمشید مهربان، دکتر قیصر امین پور ،سهیل محمودی، دکتر کزازی ،دکتر علیرضا شعبانلو، دکتر هومن نامور،علیرضا پورامید دکتر فرخ زاد دکتر محمد رضا مهدیزاده، دکتر بهالدین خرمشاهی دکتر عباسعلی وفایی تلمذ فراوان نموده و در تهران نیز شاگرد و دانش آموخته مکتب بزرگان شعر و ادب ایران سرکار بانو استاد سیمین بهبهانی وجناب استاد عماد خراسانی و جناب استاد پرویز گلچین معانی بوده و به سبب علاقه وافر به استادش جناب عماد خراسانی بر پسر خویش نام عماد نهاده و استاد عماد خراسانی نیز به همین مناسبت مولودیه ای در وصف سید عماد کمال حسینی سرودند
عماد
در ماه فروردین که از لطف خداوند
شد خانه روشن از قدوم تازه فرزند
بعد سه د‌ُخت نازنین اینک پسر شد
تا آرزو یابند جمعی آرزومند
.....‌‌‌
گفتابه عشق تو (عمادش) داده ام نام
از بس پدر را هست بر من مهر و پیوند
ووووو
عماد خراسانی
اما اقا عماد کمال حسینی در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی نفت در دانشگاه صنعتی تبریز است و در نوازندگی ساز ویلون، دستی بر آتش دارد و زیبا می نوازد، بابا کمال دارای همسری از خانواده محترم حبیبی های ساوه و چهار فرزند است سه دختر و یک پسر که خانوادگی تحصیلات عالیه دارند.خود ایشان کارشناس رشته روان شناسی و ارشد زبان و ادبیات فارسی است و ادامه مقطع دکترا را به دلایلی رها نموده ،او شاعر و نویسنده ای توانا می باشد و اکثر اشعارش در کتاب، مجلات و روزنامه های معروف کشور به چاپ رسیده و برخی اشعار او در کتاب خنیاگران طلوع به زبان انگلیسی ترجمه شده و در کتابهای مفاخر استان مرکزی (جناب استاد عباسی)و مفاخر ساوجی ها(جناب پروفسور فخاریان) به نیکی ز او نام برده شده ،او دستی به خیر و کمک به نیازمندان دارد و در مشکلات مردم یاور و حامی است درامدهای حاصل از فروش کتابهای [داستان و دیوان ساوه ای ]خود را به بیماران سرطانی و کودکان یتیم تقدیم کرده و کلیه کتابهای کتابخانه شخصی خویش را نیز به مراکز پژوهشی ساوه به صورت رایگان تقدیم داشته ،لذا به همین مناسبت او را سزاوار لقب عمادالفقرا می دانند و نسبت داده اند.

جناب کمال را باید بحق جز اولین ها و استادی تمام عیار در زنده نمودن مجدد گویش، لهجه، و زبان اصیل ساوه و مروج ان دانست که آنها را نگارش نموده و با صدای روح نواز خویش قرائت کرده وی به فرموده و فتوای برخی از بزرگان ادب ساوه از زمان سلمان ساوجی تا کنون کسی به میزان استاد کمال اشعاری در شرح و توصیف شهر ساوه نسروده حتی با گویش محلی ساوه بالغ بر۱۲۰۰ بیت مثنوی رباعی، دوبیتی، غزل دارد . نامبرده یکی از ورزشکاران و کشتی گیران بنام و مطرح زمان خود بوده و اکنون نیز جز مربیان ، پیش کسوتان ، پهلوانان و قهرمانان صاحب ضرب و زنگ زورخانه ای و ورزش باستانی کشور می باشد که انرا مدیون برادر بزرگ خود آقا اسماعیل میداند که او را با محیط های ورزشی آشنا نموده و خود او در دوره ورزشی اش جز بهترین فوتبالیست های شهر و استان بوده و تیم های مطرح کشور نیز خواهانش استاد کمال در زمان شاغل بودن در اداره همزمان باید او را بنیان گذار و موسس و پدر ورزش شهرداری و مجتمع فرهنگی ورزشی و زورخانه الزهرا ساوه در اواخر دهه شصت با هزینه مردمی و شخصی دانست و تا آخر خدمت توام با شغل اداری خود مدیر و مسئول مجتمع فرهنگی ورزشی زورخانه الزهرا و نایب رئیس سازمان ورزشی شهرداری بود، وی در اکثر قالب های شعری دستی بر قلم دارد و موفق و سربلند بیرون آمده ، در شعر پیرو مسلک خیام و اندیشه های اوست شفاف و عریان می سراید و دردهای اجتماعی و بشری و فلسفی را بگونه ای زیبا بیان می فرمایند. و گاهی تشخیص برخی از شعرهای او با اشعار حکیم عمر خیام دشوار است شیفته و دلداده خواجه سلمان ساوجی است به صورتی که طی فرموده خودشان در خیلی جلسات و اشعارش مایل است بعد از وفات به یاری حق و دوستان در سایه یادمان سلمانیه(آرامگاه نمادین سلمان ساوجی) ساوه بخاک سپرده شود
و دائما زمزمه می نماید این اشعار را
......
این نغمه ی دل به غیر ایمان نبود/
فاش می گویم و از عالمی پنهان نبود/
افتاده قلم به دست دشمن ار نه/
در ملُک ادب کسی چو سلمان نبود/
بابا کمال ساوجی
.....
خواهم‌ که مرا به ساوه ام خاک کنید/
در سایه ی سلمان و گُل و تاک کنید/
کافور تنم ز خاک میخانه کنید/
تغسیل مرا از آن می پاک کنید/
بابا کمال ساوجی
بوی زلفش خانه را چون گُل معطر می کند
هر که در آتش رود کار سمندر می کند
پرتو رخساره ام از نور سلمان است و بس
هر کسی با یاد او دل را منَور میکند
بابا کمال ساوجی
ساوه شهریست کز آن بوی خدا می آید
بوی مردانگی و عشق و صفا می آید
شهر سلمان و سمندر بود این باغ کزان
بوی زهرا و علی ، آل عبا می اید
.....
[عشق من شهر من ساوه]
خدا داند ز عشقش بی قرارم/
که باشد ساوه فخر و افتخارم/
اگر طبعم روان باشد به نظمی/
ز سلمان است که شد آموزگارم/
مرا همسایه ی سلمان نمائید/
پس از مردن کنید آنجا مزارم/
چه خوش گفته (کمال )از رتبه خود/
ز ساوه بوده حُسن اعتبارم/
بابا کمال ساوجی
در اوصاف شهر ساوه :
کلامی که شیرین بود در سخن/
بود همچو نقل ،نقل هر انجمن/
گر آیی به ساوه ز عشق و صفا/
رهایی بیابی ز رنج و محن/
ز قدمت نباشد کم از چین و روم/
بود خاتمی بر نگین وطن/
همه اهلِ فضل و ادیب و اَریب/
چو سلمان که بود راس هر انجمن/
ز خواجه نصیرش بگویم کنون/
یکی از هزاران گل است در چمن/
سروده به اوصاف ساوه "کمال" /
یک از صد نیامد کنون در سخن/
بابا کمال ساوجی
به روزی که پوشم سراپا کفن
دل آسوده گردم ز رنج و محن
نویسید به سنگ مزارم چنین:
ز ساوه کهن شهر و ایران وطن
بابا کمال ساوجی
در خصوص خصوصیات اخلاقی، ایشان انسانی شریف و بخشنده هنرمندی وارسته و مناعت طبع بالایی دارد،او اکنون جز پیش کسوتان شاعر و نویسندگان استان خود است ، ،پهلوانی به تمام معنا ،متواضع و فروتن و خاکی مسلک است و بسیار گریزان از شهرت و کاندید شدن برای نمایندگی یا انتخابات و اخذ مقام های دولتی و مصاحبه با صدا و سیما و دوربین است در رفاقت تا حد توان و دیدن خسارت و آزار کنار دوستان است و دوست داشتنی،دارای روابط عمومی بسیار بالا و اجتماعی بصورتی که می گوید کنار مردم زندگی و آزردن نکردن خلق هنر است ار نه ... ایشان کمتر اهل گلایه و شکایت است و با لبی خندان همواره شاکر خدای خویش است در پایان برای این استاد ادیب و فرزانه و فرهیخته و پهلوان ساوجی که مایه فخر و مباهات ساوه می باشد و همچنین خانواده محترمشان آرزوی صحت و طول عمر بیشتر ،توام با شادمانی را دارم
ساوه،محمد شرافت فروردین ۱۴۰۴