استاد محمد مهدی مرتجی ساوجی

باسلام
یاددوران قدیم ساوه (16)
استاد محمد مهدی مرتجی ساوجی
به مناسبت دهه فجر هرسال دردبیرستان دکترشریعتی مسابقات ورزشی گوناگون برپابود؛ محدودیتی برای شرکت هرکدام ازرشته ها برای بچه ها نبود؛ کلاس مادرهر زمینه ای ورزشکار داشت؛ یکی ازآن سالهایکی ازمعلمان ریاضی خوش ذوق وخوش اخلاق
مدرسه یک تیم ازمعلمان تشکلیل داد؛
استاد محمدمهدی مرتجی ساوجی
بعدازچندبازی که ماتیم هارابرده بودیم خوردیم به تیم معلمان که انصافاخوب بازی می کردند ولی تیم ماجوان وهمه فوتبالیست حرفه ای بودند؛ بابچه هاقرارگذاشتیم برای تجدیدروحیه معلمان که ماخیلی آنهارا دوست داشتیم ابتداچندگل بخوریم واین اتفاق افتاد؛ بچه های مدرسه یک صدامعلمان راتشویق می کردندوماخوشحال بودیم که معلمان خوشحال هستند؛ ولی ازطرفی غرور جوانی وناپختگی میخواستیم انتقام سخت بابت سوالات سخت وعدم کمک نمره وشیطنت جوانی ازمعلمان بگریم؛ بچه هاتیم نقشه ای راپیاده کردندوهیجده نوزده گل به آنهازدندوباهرگل بچه هابیشترمعلمان راتشویق می کردند ولی بچه های تیم اجازه گل خوردنددیگرندادند؛ معلمان خسته ولی ماسرحالترتااینکه یکی ازمعلمان آهسته به ماگفت؛ هوای ماراداشته باشید؛ ولی غرورجوانی نمی گذاشت؛ تااستادمرتجی همان معلم ریاضی دوست داشتنی گفت:(حالا بزرگ نشده اید؛)
سالهاگذشت که مفهوم این جمله رابفهمم؛
ای کاش آن روزباگل های بالابه معلمان عزیزباخته بودیم تاهم خوشحال میشدندهم خاطره میشد؛ ای کاش اهل نقشه برای این معلمانی که همه چی ازآنها داریم نبودیم؛ ای کاش زودترازاینهابزرگ میشدیم یعنی فکرخوشحال کردنددیگرازانتقام ازروی غرورجوانی بهترمیدانستیم؛یکی ازاساتیدومعلمان ریاضی دهه شصت مااستادمرتجی که به زیبایی هرچه تمام ترتد ریس می کرد؛ اخلاق حسنه ایشان باعث ارتباط بیشتربابچه هاشده بود؛ کلاس ریاضی خشک رابه یک کلاس باطراوت تبدیل کرده بود؛ بچه هااز رفتن به پای تخته وحشت نداشتند؛ همیشه مشوق بچه هابودوباورزش دوست بود؛ بازیهای ورزشی مدرسه رادنبال وحامی تیم مدرسه بود؛ سالهاست ارتباط داریم وهمیشه به یادمعلمان دوست داشتنی هستیم ؛
دوردبراساتیدومعلمان فرهیخته دوران طلایی دهه شصت دبیرستان شریعتی ساوه؛ دورودبرهمه فرهنگیان عزیزاین شهرکهن ساوه
قسمت شانزده ادامه دارد
ارسال مطلب : حاج رضا رایگان ساوجی
محمد شرافت