خواجه نصیرالدین

نقش خواجه نصرالدین ساوجی در اعتلای فرهنگ ایران وزبان
اسماعیل علی سلیمی ۱
الهه واثقی ۲
چکیده
زبان ادبیات هرملت ملت .با شکل ومحتوای خاص خود. بازتابی از نظام اجتماعی آن ملت دردوره های مختلف تاریخ ادبی به حساب می آید که هم زمان با توسعه علم ومرزها رادر نوردیده وافقی مافوق انتظار برای آن متصور است . از این رو واکاوی این نقوله ها ( علم وزبان) به رشد وازتقای فرهنگی یک ملت ونیزتعالیٖ آیندگان می انجامد.نگاهی گذرا به تاریخ غنی فرهنگ وتمدن اسلام وایران نشان می دهد که در این وادی اسطوره های بسیاری به عرضه وجود پا گذاشته اند که هر کدام تاثیری بس شگرف وبرشکل گیری تار وپود وغنای فرهنگ ایران و اسللام وحوزه فرهنگ وزبان داشته اند که از جمله آنان خواجه نصرالدین ( ۵۹۷- ۶۷۲ ه.ق) یکی از برجسته ترین عالمان قرن هفتم هجری . است که نقشی بسیار مهم در تحولات دوران خود ایفاد کرد . درخصوص زادگاه ومحل تولد وی نظریه های متفاوتی وجود دارد که برخی از محققاق با اسنادی که در دست دارند اورا زاده ساوه از استان مرکزی . عده ای را ازجهرود استان قم و یا طوس از استان خراسان می داند. در این مقاله گفته ها ونظرات درباره این استاد گران قدر بررسی وبه اختصار بیان خواهند شد.
۱- عضو هئیت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران - ایران
۲- دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطایی . تهران - ایران
کلید واژه : ساوه . شعیه زبان اشعار وجواجه نصیر
مقدمه
تاریخ وتمدن ایران سابقه بسیار طولانی دارد وفراز ونشیب های بسیار به خود دیده است، اما هرگز افول نکرده وچراغ آن به خاموشی نگراییده است.پس از سقوط حاکمیت ساسانی، فرهیختگان این سرزمین فرهنگ ایرانی ربا آموزه های اسلامی درهم آمیختند ودر شکل گیری تمدن اسلامی نقش داشتند ، این حرکت درعصر عباسی ( به ویژه دردوره اول )به دلیل حضور علماي خردمند إيراني در دستگاه خلافت سرعت بیش تری گرفت، بیگمان ایرانیان درعصر طلایی اسلام نقش بسیار بارز وتعیین کننده داشتند ، اما باهجوم مغولان جنگجو وچابک سوار ولی عاری از فرهنگ ودانش ، ضربه ای سهمگین به این سرزمین متمدن وارد آمد وقایع بسیار از برخورد نامناسب ونسنجیده این افراد صاحبان فضل و ادب درتاریخ به ثبت رسید.
یکی از علمای خردمند خواجه نصر الدین طوسی ، بنیان گذار رصدخانه مراغه است. اونخستین تهاجمات مغولان به ایران به فلان اسماعیلیه پناه برد وبه فعالیت های علمی وفرهنگی پرداخت وپس از فتح این قلاب به دست هلاکوخان مغول ،با اوهارا همراه شدودرنقش مشاوره هلاکو، با رام کردن مغولان وتمدن اسلامی وایران را اززوال ونابودی نجات بخشید.وی هم چنین علوم ودانش های شیعی رابه شکلی بسیار مستدل وعلمی به جهانیان عرضه کرد ودانش بشری را روزه فلسفه ،کلام ،منطق، ریاضی، نجوم ورشته های دیگری گسترش داد وانتقال بخشید.
پرداختند عظمت_ پژوهشی رصدخانه، بدون در نظر داشتن نقش محوری خواجه نصیر، ناقص وناصواب است.ایرانچند دهه قبل از بنای این رصد خانه، شاهد جولان ترک تازان مغول وکشتار وغارت های آنان وتخریب ونابودی کتابخانه های ومراکز علمی وکشته شدنیا فرارعلما ودانشمندان المقابل شمشیر های این قوم بود. باقتل جمع کثیری از دانشمندان وتخلیه وتخریب مراکز علمی، یک باره بساز علم ومعرفی وحتی امید به زندگی از این دیار رخت بر بست ومعدود دانشمندانی که به مناطق غربی جهان اسلام گریختند . دیگر آرامشی نداشتند تا با خاطری آسوده به امور علمی بپردازند ، لذا رشد وشکوفایی علوم به رکود قهقرا گرایید . با این همه . وجود تنی چند از رجال دانشمندان ایرانیدرشرق جهان اسلام ونفوذ ایشان در دستگاه مغول وایخانیان موجب شد که اندکی از آب رفته به جوبیار دانش ومعرفتباز گردد. آنانان با کمک غلبه فکری و داشتن نفوذ معنوی در امرای خوآشام مغول توانستتددر پاره ای نقاط درمقابل این یورش سیل آسا ایستادگی کنند واز میان این قوم وحشی افرادی دانش دوست وادب پروز ونیکوکار بپرورند که خواجه نصیر یکی از دانشمندان ومشهور ترین وموثر ترین آنان است. در تمام قلمرو وهنر . علوم وفلسفه . پس از ابن سینا خواجه نصر بی شک بززگترین چهره است وهیچ کس به اندازه اودر زمینه های مختلف در دیگران تثیر نگذارده است . تا دوره رنسانس یکی از بهترین راهنمایان ازصادرات رصد خانه های اروپا زبج یا جداول نجومی رصد خانه مراغه بود. رصدخانه سمرقند در قرن نهم به تقلید از این رصدخانه ساخته شده وحتی رصدخانه های بزرگ مغرب زمین. هم چون رصدخانه های تیکوبراهه وکپلر . تحت تاثیر مراغه بوده اند.
یکی دیگر از وجوه جالب خواجه نصرالدین این است که او . به تغبیر امروزین. یک منتقد ادبی نیز بوده است و دوکتاب بسیار شاخص نیز در این باب نگاشته ؛ اساس الاقتباس ؛و؛ معیار الاشعار؛ که اولی به چنان سنگ معیاری بدل شده که هنوز بعداز ۷۰۰ سال در دانشگاه ها تدریس می شود وتدریس می شود ومطالب آن دارای وثاقت واعتبار علمی است .
حقی که نصررالدین طوسی برگردن ایران وایرانی دارد تنها با فردوسی قابل مقایسه است. اگر فردوسی را زنده کننده ؛عجم؛ پس از حمله اعراب می دانیم ، جواجه نصیر الدین رهایی بخش فرهنگ وزبان ایرانی پس از تهاجم مغول است. اوعصاره فرهنگ وادبیات ایرانی رادر خود داشت وبر آن شد این مرده ریگ درهم فروریخته را سر وسامان دهد وجوهر زندگی رابراین صحرای فقر بچکاند. در آن بزنگاه تاریخی . وی بیش ازهر شخصیت دیگری ایران راسرپا نگه داشت ودوپایگاه معنوی عمده را احیا کرد : تشیع . که تبلور اندیشه ایرانی بود وطی قرون به دلیل وجود دستگاه خلافت وحکومت های سنی مذهب سربرون کرده بود جایگاهی مردمی وحتی سیاسی می یافت وپایه های خودرا درجامعه استوار می ساخت ودیگر .کانون علمی - هنری مراغه که می توان آن را گنجیه علوم .هنر . ادبیات وزبان . از آغاز تا آن زمان . نام نهاد.
خواجه نصرالدین برای احیای سیره وسخنان معصومان ( علیهم السلام ) وارتقای سطح علمی شعیه امامیه نیز بسیار کوشید ودر این راه موطن. مادر وخواهر ودیگر نزدیکان خود را ترک کرد وبا قبول خطرات فراوان . مخصوصا از جانب حاکمان وفرمانروایان وقت . وهمچنین تحمل سختنی های بسیار وطاقت فرسا . توانست از محضر تعدادی از بزرگان علمی آن روز استفاده های شایان برد وبه بالابردن مقام وجایگاه علمی. نه فقط در زمان خود.در دوره های پس از خود نیز برسد واز بزرگترین دانشمندان شیعه شود. وی.با تاسیس رصدخانه خانه مراغه وهمچنین احداث یک کتابخانه بسیار بزرگ عظیم در کنار آن وگرد آوری جمعی کثیر از دانشمندان در رشته های مختلف . درواقع دانشگاهی بزرگی راایجاد کرد.
درباب اندیشه ومکتب خواجه باید گفت که اهمیت اودر کلام تا آن جاست که کتاب وی با عنوان ؛تجرید الاعتقاد؛ مهم ترین کتاب کلامی شیعه محسوب می شود وبیش از صد شرح بر این کتاب مهم نوشته شده که مهم ترین آنها ؛ شرح تجرید الاعتقاد ؛ علامه حلی . از علمای شعیه . وشرح قوشچی . از اهل سنت . است این امر نشان از محوریت آثار خواجه درعلم کلام دارد . خواجه طوسی تالیفات . کتاب ها رساله های بسیار دیگر نیز در موضوعات گوناگون نوشته است که از جمله می توان به ؛ تحریر اقلیدس ؛ یا تحریر اصول هندسه ؛: تحریر مجسطی ؛ ؛ تحریر الاکبر ؛ ؛ الماخوذات فی اصول الهندسه ؛الکره المتحرکه ؛ العقائد ؛ اشاره کرد
خواجه نصرالدین از اهالی ساوه
گروهی خواجه نصر الدین را زاده شهر ساوه می دانند که محققان خارجی اغلب در این دسته قرار می گیرند. مستند ترین زندگی نامه خواجه نصر الدین را ایلهارد ویده مان ۳ نوشته است به گفته وی . خواجه نصر الدین در ۱۱ جمادی الثانی ۵۹۷ قمری در ساوه زاده شد ودر بغداد چشم از دنیا فروبست واز آن جا که در طوس خراسان بالید . به خواجه نصرالدین طوسی شهرت یافت . از آنجا که وی درشهر ساوه به دنیا آمده است برخی اورا ساوجی به شمار می ٖآورند گروهی دیگر از محققان زادگاه خواجه را جهرود . از روستاهای قم می دانند که در آثار مختلف این ثبت شده است . سومین گروه خواجه را زاده طوس می دانند . مدرس رضوی در مقدمه کتاب ؛ اساس الاقتباس ؛ به زندگی خواجه پرداخته واورا زاده طوس دانسته است: ؛ خواجه طوسی چون ستاره درخشانی در افق تیره وتاریک عصر تاخت تاز مغول روشنایی بخش جهان گردید وعالم رابه نور دانش و حکمت وتدبیر خویش نورانی کرد ودر آن دوره طلمت که مردم از ترس شمشیر این طایفه خونخوار در بیم وهراس بودند جلوگیری کرد وگیتی را در پرتوی علم دانش خویش روشن وکاخ علم وفضل را استوار ساخت .؛
زندگی خواجه از تولد تا پایان تحصلات
به عقیده اغلب مورخان خواجه نصرالدین درروز شنبه یازدهم جمادی الاول سال ۵۹۷ هجری قمری . مطابث با ۱۲۰۰ میلادی . هنگام طلوع آفتاب متولد شده است. نام اومحمد کنیه اش ابو جعفر . القابش نصیر الدین . محقق طوسی ئاستاد البشر شهرتش خواجه است. بر اساس اسناد کشف شده خواجه در ساوه متولد ودر طوس درمحضر اساتید گرانقدر پرورش یافت وی ایام کودکی وجوانی خود را درطوس گذرانده ودروس مقدماتی . مانند خواندن ونوشتن . قرائت قران . قواعد زبان عربی فارسی . معانی وبیان وبرخی از علوم منقول چون حدیث و... را نزد روحانی خود محمد بن حسن طوسی . فرا گرفت . در این ایام خواجه نصیر الدین از مادر خود نیز خواندن قرآن ومتون فارسی را می آموخت.
---------------------------------------------
Eihard Wicdcman
در آخرین روزهایی که نصرالدین چوان برای سفر به نیشابور آماده می شد. غم از دست دادن پدر بروجودش سایه افکند ؛ اماتقدیر چنین بود واو می بایست با تحمل آن اندوه جانکاه به تحصیل ادامه دهد. یک سال از فوت پدر می گذشت که به نیشابور پاینهادوبه توصیه دایی به مدرسه سراجیه رفت وهمان گونه که گفته شد . یک سال نزدسراج الدین قمری . که از استادان بزرگ درس حارج فقه واصول در آن مدرسه بود. به تحصیل پرداخت. سپس در محضر استاد فرید الدین داماد نیشابوری . از شاگردان امام فخر رازی . کتاب ؛ اشارات ؛ ان سینا رافراگرفت . فرید الدین شاگرد صدر الدین سرخسی وصدرالدین . شاگرد افضل الدین گیلانی واو شاگرد ابوالعباس لوکری. از شاگردان بهمنیار .وبهمنیار شاگرد ابوعلی سینا بوده است. وی پس از مباحثات علمی متعد با خواجه ومشاهده علاقه واستعداد فوق العاده وی به داش اندوزی . اورابه یکی دیگر از شاگردان فخر رازی معرفی کرد وبدبن ترتیب نصرالدین طوسی توانست کتاب ؛قانون ؛ ابن سینا رانزد قطب الدین مصری شافعی به خوبی بیاموزد . وی درمدت تخصیل درنیشابور . علاوه براستفاده از مجلس درس قطب الدین سرخسی وفرید الدین داماد . عارف نامی آن عصر.شیخ فرید الدین عطار . را ملاقات کرد.
وی بعد از گذراندن سطوع عالی دانش در نیشابور.برای ادامه تحصیل به شهر ری رفت وبا دانشوری بزرگ به نام برهان الدین محمد بن محمد بن علی الحمدانی قزوینی آشناشد. اوسپس قصد سفر به اصفهان کرد . اما در بین راه . پس از آشنایی با میثم بن علی میثم بحرانی به دعوت او وبه منظور استفاده از درس خواجه ابوالسعادات اسعد بن عبدالقادر بن اسعد اصفهانی به شهر قم وبه اتفاق سید علی بن طاوس حسینی وشیخ میثم بحرانی از محضر درس وی در قم استفاده می کرد.
جواجه بعداز مدتی راهی اصفهان شد. ولی در آن جا استادی که بتواند از محضر او استفاده کند نیافت وبعد از اندک مدتی به عراق مهاجرت کرد ودر آن جا علم فقه را از محضر معین الدین سالم بن بدران مصری مازنی ( از شاگردان ان ادریس حلی وان زهره حلبی ) فراگرفت ودر سال ۶۱۹ ه. ق به اخذ درجه اجنهاد واجازه روایت از معین الدین شد. خواجه در عراق در درس اصول فقه علامه حلی حاضرشد که وی نیز متقابلا در درس حکمت خواجه شرکت می کرد. این سنت حسنه تاکنون در حوزه ها باقی مانده است واستاد وشاگرد. به فراخور معلومات علمی شان . از محضر هم استفاده می کنند ونهایت تواضع وفروتنی را برای کسب علم نشان می دهند.
خواجه سپس درموصل نجوم وریاضی را آموخت ودروران تحصیل خود راپشت سرگذارد وبعد ازمدت ها دوری از وطن وخانواده قصد عزیمت به خراسان کرد. خواجه در سر راه بازگشت به وطن از شهر های مختلف عبور کرد وبه نیشابور رسید؛ نیشابوری که چند بار به آن هجوم آورده بودند ودر دست مغولان بود. خواجه سپس به طرف طوس. زادگاه خویش . ادامه مسیر داد واز آن جا خود رابه قاین رساند تا بعداز از سال ها مادر وخواهر وخودراببیند . مدتی در قاین اقامت وبه تقاضای اهل شهر امامت جماعت شهر قبول وبه مسائل دینی مردم رسیدگی کرد واطلاعاتی نیز در باره قوم مغولدبه دست آورد. خواجه در سال ۶۲۸ ه.ق در شهر قاین با دختر فخر الدین نفاس پیمان زناشویی بست وبه این ترتیب دوره ای دیگر از زندگی پرفراز ونشیب وی آغاز شد.
آثار وخدمات خواجه نصر الدین درخوزه فرهنگ وزبان
خواجه نصرالدین طوسی عشقی وافر به توسعه زبان فارسی داشت وسعی کرد تمام کتاب های علمی آن دوره رابه زبان فارسی برگرداند .وی کتاب هایی را که اندیشمندان به زبان عربی نوشته بودند باز نویسی کرد وآنها را ؛ تحریر ؛ نامید؛ مثلا ؛ تحریر اقلیدس ؛ یعنی بازنویسی اقلیدس وبرگرداندآن به زبان فارسی . ابن سینا کتابی مفصل درباب منطق وبه زبان عربی نوشته بود که خواجه کتابی در آن باب به زبان فارسی نوشت و آن را ؛ اساس الاقتباس ؛ نام نهاد
خواجه درفلسفه تحت تاثیر تعلیمات عالیه ان سینا وسهرودی بود وبه کلام آن دوره رنگ فلسفی بخشید ؛ کاری که اندیشمندان قبل از وی نتوانسته بودند. در واقع خواجه توانست رنگ حدیثی ونقلی کلام رابز داید ورنگ فلسفی به آن بدهدوآن راعقلانی کند. خواجه با نوشتن کتاب ؛ تجرید العقاد ؛ که اتفاقا کتابی کوچک است . تحولی برزگ درعلم کلام ایجاد کرد . بعد از انتشار این کتاب ، دانشمندانی بزرگ . از شعیه وسنی . برآن شرح نوشتند وآن شرح ها دوباره مقابل هم قرار گرفتند وباز شرح هایی رابه دنبال آوردند. به عنوان مثال یکی از عالمان آن دوره سه بار برکتاب ؛ تجرید القاید ؛ حاشیه نونشت ؛ در واقع حاشیه نوشت ودیگری به وی جواب دادودوباره برجواب اوحاشیه نوشت وبه همین ترتیب تا سه بار حاشیه نوشته شد.
؛ تجرید ؛ یکی از کتاب هایی است که درمجموعه تاریخ فرهنگ اسلامی بیش از همه کتاب ها شرح وحاشیه بر آن نوشته اند مثلا ؛ شوارق ؛ الا لهام ؛ کتاب بزرگی اما شرحی است براین کتاب کوچک جواجه است یا اندیشمندی مانند کوشکی شرح بسیار مفصل بر تجرید خواجه نوشته است. علامه شعرانی نیز شرحی به نام ؛ کشف المراد ؛ برتجرید نوشته است. خواجه کلام شعیه را قدرتمند وآن رامستدل کرد ودر واقع به لحاظ اندیشه جواب گوی زمان خود وحتی چند نسل بعد از خود بود. حال آن که نسل های بعد نتوانستند نوآوری کنند ودرتقلید باقی ماندند.
فرقه اسماعیلیه
اسماعلیان فرقه ای ازشعیان بودند که اسماعیل ، فرزند امام صادق علیه السلام .را جانشین آن حضرت می دانستند بر اوتوقف کردند . ای گروه پس از مدت ها . در سال ۴۸۳ ه.ق ، به رهبری حسم صباحدر ایران رونقی دوباره یافتند وپس از چندی گرایش های شدید سیاسی کردند وفعالیت های خود را گشترش دادند . قلعه الموت درحوالی قزوین پایتخت آنان بود وعلاوه بر آن قلعه هایی متعدد واستوار داشتند مکه جایگاهی امن برای مبارزان سیاسی بشمار می رفت ودستیابی به آنها بیسار سخت بود.
خواجه نصر الدین ،پس از چند ماه سکونت در قاین . به دعوت ناصرالدین عبدالرحیم بن ابی منصور . حاکم قلعه قهستان که مردی فاضل ودوست دار فلاسفه بوذ. به همراه همسرش به قلعه اسماعلیان رفت ومدتی ازادانه وبا احترام ویژه در آن جا زیست. اودر مدت اقامت خود ؛ طهاره العراق ؛ ف تالیف ان مسکویه . را به درخواست میزبانش به زبان فارسی ترجمه کرد ونام آن را ؛ اخلاق ناصری ؛ نهاد وی در همین ایام ؛ رساله معینیه ؛ را در موضوع علم هئیت به زبان فارسی نوشت.
نازسگاری اعتقادی خواجه با اسماعلیان ونیز ظلم وستم آنان به مردم وی را برآن داشت تانامه ای به خلیفع عباسی در بغداد بنویسد وکمک بخواهد . حاکم قلعه از ماجرا با خبر وبه دستور اوخواجه نصیر بازداشت وزندانی شد. پس از چندی خواجه به قلعه الموت منتقل شد. ولی حاکم قلعه که از دانش محقق طوسی اطلاع پیدا کرده بود با او رفتاری مناسب در پیش گرفت . نصرالدین طوسی حدود ۲۶ سال در قلعه های اسماعیلیه به سربرد. در این دوران لحظه ای از تلاش علمی باز ننشست وکتاب هایی متعدد از جمله ؛ شرح اشارات ان سینا ؛ ؛ تحریر اقلیدس ؛ و؛ تولی وتبری وچند کتاب ورساله دیگر را به زبان فارس تالیف کرد . خواجه درپایان کتاب شرح اشارات می نویسد :؛ بیش تر مطالب آن را درچنان وضع سختی نوشته ام که سخت تر از آن ممکن نیست وبیش تر آن را در روزگار پریشانی فکر نگاشتم که هر جزیی از آن ظرفی برای غصه وعذاب دردناک بود و پشیمانی وحسرت بزرگی همراه داشت و وزمانی برمن نگذاشت که ازچشمانم اشک نریزد ودلم پریشان نباشد وزمانی پیش نمی آمد که درد هایم افزون نگردد وغم هایم دوچندان نشود... ؛
دوران هلاکوخان مغول
از آن جاکه وجود اسماعیلیان حاکمیت وقدرت سیاسی مغولان رابه خطر می انداخت؛ هلاکوخان درسال ۶۵۱ ه.ق با اعزام لشکری به فهستان آن جا فتح کرد. حاکم قلعه پس از مشورت باخواجه نصیر . علاوه بر تسلیم کامل قلعه . از مغولان اطاعت کرد وچندی پس از آن در سال ۶۵۶ ه.ق تاج وتحت اسماعیلیان در ایران برچیده شد و بدین سان خواجه نصیر بزرگ ترین گام را درچلوگیری از جنگ وخون ریزی وقتل عام مردم برداشت واز این رو نز خان مغول احترام ومقعیتی ویژه یافت .هلاکوخان درفتح بغداد وکشتن آخرین خلیفه عباسی . معتصم . نیز از نظر های خواجه طوسی بهره گرفت. خلیفه ای که دردوران حکومت خود. علاوه برلهو ولعب خون مسلمان را می ریخت وعده ی از شعیان بغداد به دست پسرش . ابوبکر . به خاک خون کشید ه شدند واموال شان به غارت رفت. مقام علمی وارزش فکری نصرالدین طوسی موجب شد که هلاکوخان اورا در شمار بزرگان خود بداند وبه حفظ وحراست از جان وی کوشا باشد واورا در همه سفر ها به همراه برد. خواجه که در آن ایام دارای مقام وصاحب نفوذ شده بود از موقعیت استفاده و خدمات بسیار به فرهنگ وزبان ایران وکشورهای مسلمانان کرد که برخی از آنها عبارتند از ۱- انجام کارهای علمی وفرهنگی ونگارش کتاب های ارزشمند ۲- جلوگیری از به آتش کشیدن کتا خانه بزرگ حسن صباح در قلعه الموت ۳- نجات جان دانشمندان و علمای چون ابن ابی الحدید . شارح نهج البلاغه وبرادرش موفق الدوله وعطاملک چوینی که بی رحمانه آماج غضب وخشم مغولان شده بود ند ۴- جذب وحل کردن قوم مغول در فرهنگ وتمدن اسلامی به گونه ای که انان به اسلام روی آوردند واز سال ۶۹۴ ه. ق اسلام دین رسمی ایران شد ؛ ۵- جلوگیری از تهاجم مغولان به کشور های مسلمان ؛ ۶- تاسیس رصد خانه مراغه در سال ۶۵۶ ه.ق با همکاری جمعی دانشمندان و ۷- احداث وتجهبز کتابخانه بزرگ رصد خانه مراغه.
تربیت شاگردان وعالما
نصیرالدین طوسی در شهر ها وکشور های مختلف رفت آمدوهم چون خورشیدی تابان نور افشانی می کرد وشاگران بسیاری را فروغ دانش می بخشید که برخی از آنان به این نورافشانی میکرد وشاگردان بسیاری رافرغ دنش می بخشید که برخی از آنان به این قراراند :
۱- جمال الدین حسن بن یوسف مطهر حلی ( علامه حلی. متوفی ۷۲۶ ه.ق ) از دانشوران بزرگ شعیه که آثاری گران سنگ از خود به جای نهاد وشرح هایی نیز بر کتاب های خواجه نوشت : ۲-کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی . حکیم ریاضی دان . متکلم وفقیه. که عالمان برزگی از محضرش استفاده کردند . وی در حکت زانوی محقق بحرینی شرحی مغصل بر ؛ نهج البلاغه ؛ نوشته که به شرح ؛ نهج البلاغه ؛ ابن میثم ؛ معروف است ؛ ۳- محمودبن مسعود بن مصلح شیرازی ؛( متوفی ۷۱۰ ه .ق ) که از شاگران ممتاز خواجه است که درچهادره سالگی به جای پدر نشست ودر بیمارستان به طبابت پرداخت . وی سپس به شهر های مختلف سفر کرد وعلم هیئت و؛ اشارات ؛ ابوعلی را از محضر پرفیض خواجه نصیر فرا گرفت . قطب الدین کتاب هایی درشرح ؛ قانون ؛ ابن سینا وتفسیر فرآن به زابان فارسی نوشته است ؛ ۴- کمال الدین عبدالرزاق شیبانی بغدادی ( ۶۴۲- ۷۲۳ه.ق ) که حنبلی مذهب وابن الفوظی معروف بود . این دانشمند مدت زیادی در محضر خواجه علم آموخت واز تاریخ نویسان معرف قرن هفتم است. وکتاب های : معجم الاداب : الحوادث الجا معه : وتلخیص معج الا لقاب : از اوست؛ ۵- سید رکن الدین استر آبادی ( متوفی ۷۱۵ ه.ق ) از شاگردانت وهمراهان خاص خواجه که شرح هایی بر کتاب های استاد خویش نوشته است.
آثار علمی . ادبی هنری
نصر الدین در دوران حیات ارزشمند خویش به رغم آشوب وحوادث مخاطره انگیز وفشارهای سیاسی .اجتماعی . ونظامی آن عصر ،توانست حدود ۱۹۰ کتاب ورساله علمی در موضوعات متفاوت به تحریر در آورد که برخی از آنها عبارتند از ۱- ؛ تجرید العقایئ؛ ۲- ؛ شرح اشارات بوعلی سینا ؛ ۳- ؛ قواعد العقاید ؛ در موضوع اصول عقاید ؛ ۴-؛ اخلاق ناصری ؛ ۵- ؛ اوصاف الاشراف؛ ۶-؛ تحریر الجواهر ؛ ۷- ؛ تحریر مجسطی ۸- ؛ اساس الا قتباس ؛ ۹- ؛ زیج ایلخانی ؛ ۱۰-؛اثبات الجواهر ؛ ۱۱-؛ اثبات اللواح المحفظ ؛ ۱۲- ؛ اشکال الکرویه ؛ ۱۳- ؛ شرح اصول کافی ؛ ۱۴- ؛رساله ای درکتاب طب ؛ ۱۵-؛ تجرید الهندسه ؛ ودهها کتاب علمی دیگر به زبان فارسی و عربی .
یکی از مزایای محقق طوسی بردیگر حکما بلاغت وشیوایی کلام ووسعت اطلاعات ادب اوست که موجب شده وی در ردیف ادیبان ونویسندگان بزگ قرار گیرد وچنان که نام اودر پیش تر یادنامه شاعران آورده شده است . ازجمله ویژیگی های سبک نوشتن او . برخلاف نویسندگان دوره ؛ مغول ؛ سادگی و روشن نویسی است. وی مشکل ترین نکات را درقالب الفاظ روان وآسان وبا تغییری رسا بیان کرده است. از مطالعات کتاب ؛ اخلاق ناصری ؛: سیر سلوک وآغاز وانجام ؛ به فارسی و؛ شرح اشارات ؛ به عربی . که درآن قصه های عرفانی را در نهایت بلاغت نگاشته ، تبحر وی در نثر نویسی عربی وفارسی معلوم مش شود. تعلق خاطر خواجه نصیر به شعر چنان است که برخی در اثار منثور خویش گاه در میان کلام به شعر روی می آورد وبرای تصدیق سخن وتلطیف فضا بیان موجز وشرینی شعر را به نوشتار خویش می افزاید .
متاسفانه تمام اشعار خواجه به ما نرسیده است واحتمالا در آتش سوزی خانه وی ویا در نتیجه هجرتش به بغداد ویا به دلایل دیگر بخش اعظم اشعاری وی دست خوش تاراج روزگار شده است . در کتاب شناسی خواجه طوسی از دیوان اشعار اویاد شده است . اما به دلایل متعدد ومتفن ای اشعار تمامی شعر های وی نیست وعموما شامل اشعاری است که به طور پراکنده در دیگر آثار او. تذکره ها ومنابع دگیر موجود بوده وگرد اوری شده است که برای خواندن آنها می توان به منابع زیر مراجعه کرد.
؛ دیوان اشعار به نقل از مجمع الفصحاه ءبه سعی آمیز زا اسدالله شهشهایی وبه خط محمد صانعی بن فتح الله خوانساری ؛ تهران ۱۳۱۲ ه.ق پاپ سنگی ؛ ؛ اشعار فارسی خواجه ؛ به کوشش سعید نفسی ؛: مجله دانشگاه ادبیات دانشکده ادبیات دانشگاه نهران : سال سوم شماره چهارم . ص۷۳؛ : احوال وآثار ص ۵۹۸ ؛ شعر وشاعری در آثار نصر الدین طوسی ؛ نوشته معظمه اقبالی ( اعظم) از انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی . سال ۱۳۷۰ .: رباعیاتی چند از خواجه نصر الدین طوسی ؛. تهران . سال ۱۳۳۵ ؛ ذیل ؛ جهانگشای جوینی ؛ کیفیت واقعه بغداد؛ ذیل ؛ رساله مغینه حل مشکلات المعیتیه ؛ دانشمند طوس : ص ۸۹ و..... از انجا که اشعار و..... از ان جا که اشعار به جاماندهاز خواجه نصرالدین درقیاس با معاصران ومتاخرین وی کثرت چندانی ندلرد. برخی پژوهشگران مانند استاد جلال الدین همایی ارزیابی شتازده در این باره داشته وگفته اند که خواجه نصیر الدین گاهی به تفنن شعر می ساخته واشعار فارسی وعربی او درکتاب ها نقل شده است.
پذیرفتنی نیست که شخصیتی مانند خواجه نصیر الدین . که نظر یه پردازی ادبی بوده وبه شعر و فنون آن احاطه کامل داشته. رغبتی به سرودن نداشته است. به ویژه آن که وی دانشمندی شیعی ودردمند است وبه شهادت تاریخ ادبیات . تماماکسانیاز ذوق وقریحه ادبی بهرهمند بوده اند مدایح ومرائی بسیار در تکریم خاندان پاک وحی (ع) سروده اند وبسیاری جی تعجب است که اثری از خواجه در این زمینه به ما نریده است وعمل حکم می کند که آثاری وجود داشته باشد که یا در اثر بی توجهی ویا بر اثر تعمد دشمنان خواجه مفقود ویا نابود شده اند.
اشعاری که نصر الدین طوسی به یادگار مانده عموما درقالب رباعی اند که از قالب های پررونق آن روزگار وبروزن لا حول ولا قوه الا بالله بوده که در این مجال به نقل نمونه هایی از آن بسنده می شود ص۳۱۳- ۳۱۴ کتاب نقش خواجه نصرالدین ساوجی..
دکتر ذبیح الله صفا بر این باور است که اشعار خواجه مجموعه به حدود هفتصد وبیست بالغ میشود که درمجموعه ها پراکنده است. خواجه نصیر الدین طوسی نیز همانند شاعران بلند مرتبه پارسی درشعر خویش از ایات قران کریم ومعارف غنی اسلامی بسیار استفاده کرده است. وی در یکی از رباعیات خویش . با الهام از روایتی که در آن رسول اکرم (ص)در باره توحید از پیرزنی که می پرسد وپیرزن با اشاره به دوک نخ ریسی خویش به گرداننده جهان گواهی می دهد چنین سروده است
هر چند همه هستی خود می دانیم چون کار به ذات می رسد حیرانیم
بالجمله به دوک پیرزن می مانیم سر رشته به دست ما وما حیرانیم
سخن اخر
درعظمت شخصیت نابغه ای بزرگ هم چون خواجه طوسی سخن بسیار گفته شده . با این حال به نظر می رسد که پس از گذشت صد ه ها از حیات پرفیض وبرکت اوبازهم درباره تلاش های علمی وادبی وی گفتنی بسیار است . در باره عالمی وارسته جون او چه می توان گفت که در سراسر عمر خویش مراد و محبوب ومورد تکریم عالمان فرهیخته وپس از آن نیز همواره شمع روشنی بخش محفل فرزانگان اندیشه ور بوده وهرکس . به فراخوار حال و بضاعت خویش . از خرمن دانش اوخواسته ای برگرفته است.
خواجه نصیر الدین یکی از شگفت ترین شخصیت های تاریخ بشریت است که به تمام علوم ومعارف زمان خویش احاطه داشته وآثاری گران بها وراه گشادر هر حوزه خلق کرده وبه یادگار نهاده است که بخشی از این میراث گران بها حاصل تلاش های ارزنده او درقلمرو وادبیات است.
وی در ریاضیات .طب .هندسه .نجوم .فلسفه .فقه .حدیث .کلام تبحر ویژه داشت وتا پیش از حمله هلاکو . اورا به عنوان منجم ومتکلم مشهور می شناخت . پس از حمله هلاکوخان به ایران وورود خواجه به دستگاه حکومت هلاکو . نه تنها از جایگاه علمی وی کاسته نشد . بلکه آثار علمی بیشتری از ایشان به ظهور رسید. اوهمچنین در این دوره به دلیل برخورداری از نفوذ سیاسی . بیش از پیش برشهرت خود افزود .
تجلی سیاسی خواجه در این دوره تاریخی . فایده های فراوانی برای ایران وایرانی در پی داشت . در روزگاری که سلطه مغولان کم بهره از تمدن پیشرفت ایران. می کوشید تا همه عناصر ارزنده وپویای فرهنگ وتمدن ما رانابود کند. خواجه توانست با درایت واستادگی . مانع این امر گردد. خدمات او به فرهنگ وتمدن ایران ومذهب شیعه امامی بر کس پوشیده نیست. ولی چیزی که بیش از همه به دست فراموشی سپرده شده خدمات ایشان به فرهنگ وتمدن سراسر جهان اسلام است.
جای دریغ بسیار است که علی رغم گذشت این همه قرن از دوران خواجه . هنوز مقام و مرتبه والای وی در ادبیات ونیز اهمیت آثار وی در قلمرو. چندان که شایسته است. شناخته نشده وجای دارد که اهل پژوهش با اهتمامی افزودن به این موضوع بپردازدو جلوه های نوین دیگر از عظمت این چهره نامور را که ناشناخته مانده اند آشکار کند . مهیا کردن زمینه مساعد برای روی کرد جامعه به آثار منظوم ومثور او . که حاوی عالی ترین جلوهای علم وادب واخلاق اند . از دیگر نکاتی است که مسولان ومتولیان ادب وهنر باید به ان اهتمام ورزند . ترجمه ومعرفی آثار ادبی خواجه به جهانیان نیز از اموری است که باید جدی گرفت واین کار نقش ارزنده زبان فارسی را. به عنوان زبان دوم جهان اسلام وزبان سخن وران بزرگ . پر رنگ تر خواهد کرد.
منابع ومآخذ
شوشتری .قاضی نورالله ( ۱۳۹۲) . مجالس المومنین . مشهد بنیاد پژوهش های اسلامی .
محمدی . جلیل ( ۱۳۹۳ ). خواجه نصرالدین واستان مرکزی . نشریه علمی - تخصصی فرهنگ پژوهی مرکزی سال اول شماره ۲- پاییز ۱۳۹۳.
خواجه نصیر الدین طوسی ( ۱۳۶۷ ) . اساس الا قتباس . تصحیح محمد تقی مدرس رضوی . تهران : انتشارات دانشگاه تهران
خوانساری . سید محمد باقر ( ۱۳۹۰). روضات الجناب . تصحیح محمد تقی کشفی واسدالله اسماعلیان . قم دها قانی.
کریمی . علی رضا ( ۱۳۹۰) زندگی نامه خواجه نصر الدین طوسی . تهران مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما
مدرس رضوی . محمد تقی ( ۱۳۷۰ ) . احوال وآثار خواجه نصرالدین طوسی . تهران اساطیر
مدرس زنجانی . محمد ( ۱۳۳۵) .سرگذشت وعقاید فلسفی خواجه نصر الدین طوسی ئ تهران دانشکاه تعران .
هدایت . رضا قلی خان ( ۱۳۸۸ ) تذکره العارفین . تصحیح نصرت الله فروهر . تهران امیر کبیر
مقالات همایش تاثیر مشاهیر ساوجی: موسسه آموزش عالی دانشستان وزارت علوم تقلیات وفناوزی

همایش ملی
تاثیز مشاهیر ساوجس
درگشترش وتحکیم فرهنگ ایرانی واسللمی
{ از سده های اول هجری تا پایان قاجاریه }
اردیبهشت ما 1397 ثبت شدده در ISC
کارکرده
مقالات همایش تاثیر مشاهیر ساوجی
مجموعه مقالات همایش ملی تأثیر مشاهیر ساوجی در گسترش و ...
کتاب : همایش ملی تاثیر مشاهیر ساوجی در گسترش و تحکیم فرهنگ ...
دکتر علیرضا شعبانلو - پژوهشکده زبان و ادبیات
مجموعه مقالات همایش ملی تأثیر مشاهیر ساوجی در گسترش و تحکیم
دکتر علیرضا شعبانلو
دکتر علیرضا شعبانلو، دانشیار گروه پژوهشی پژوهشهای ادبی نظری، راهبردی و کاربردی پرتال جامع علوم انسانی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است. وی دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه یزد دارد. وی همچنین در کنگرهها و همایشهای مختلف در زمینه زبان و ادبیات فارسی، سخنرانی و مقالات ارائه داده است.
رزومه در سیماپ 
مقالات در پرتال جامع
پروفایل در شبکههای علمی
فایل سخنرانیها

مشخصات فردی
مرتبه علمی: دانشیار
نشانی محل خدمت: تهران، بزرگراه کردستان، خیابان 64 غربی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
پست الکترونیک: a.shabanlu@ihcs.ac و alirezashabanlu@gmail.com
سوابق تحصیلی.....
مقالات همایش تاثیر مشاهیر ساوجی
مجموعه مقالات همایش ملی تأثیر مشاهیر ساوجی در گسترش و ...
کتاب : همایش ملی تاثیر مشاهیر ساوجی در گسترش و تحکیم فرهنگ ...
دکتر علیرضا شعبانلو - پژوهشکده زبان و ادبیات
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 16:49 توسط محمد شرافت | نظرات
رضایگان ساوجی دبیر آموزشگاههای ساوه
باسلام ودعای خیر
رضارایگان
درسال ۱۳۴۵درشهرساوه درخانواده متوسط ومذهبی دیده به جهان گشودم ،دوران ابتدایی درمدرسه انوشیروان،راهنمایی درمدرسه چمران (داریوش قدیم)ودبیرستان درامام محمدباقرع(دکترشریعتی قدیم)تحصیل نمودم،
درسال ۱۳۶۵دررشته ابتدایی درتربیت معلم امام صادق ع ساوه موفق به کسب فوق دیپلم ابتدایی شدم ،درسال ۱۳۶۷
سال اول خدمت مدرسه راهنمایی درروستای کبودکمرخرقان راه اندازی کردم وتمام دروس رابه تنهایی تقبل نمودم سپس دوسال سرپرست مجتمع تربیت معلم روستایی دوزج خرقان شدم که هم وظیفه سرپرستی وهم دروس روش تدریس دانشجویان رابه عهده داشتم ،درهمان سالهادردانشگاه آزاداسلامی واحدساوه مشغول تحصیل وموفق به کارشناسی درشاخه مدیریت آموزشی شدم باتغییرمقطع ازابتدایی به دبیرستان ابلاغ صادرشد، ولی چون ابتدایی راسنگ بنای آموزش میدانستم درابتدایی ماندم،
بعدازسه سال خرقان سه سال روستای اندیس،یک سال هریسان ویک سال درروستای یل آبادخدمت کردم بعداز۸سال وکسب تجربه درروستادرمدرسه حاشیه شهردوسال درمدرسه حاج فدایی وسپس ۵سال درمدرسه شهیدمهندس سعیدی،دوسال درغیرانتفاعی سما،دوسال درمدارس خارج ایران (قطر )سپس ازسال ۸۷تاسال ۹۵ که بازنشته شدیم درمدرسه غیردولتی علوی خدمت نمودندم ،
درحین این سالهاباتغییرکتاب های ابتدایی درساوه ،غرق آباد وزرندیه نزدیک ۱۰الی ۱۲سال درضمن خدمت روش تدریس دروس متفاوت مانندریاضی های سوم تاششم ،علوم،هدیه هاوغیره رابعهده داشتم،
درطی این سالهاموفق به تالیف کتاب آموزشی علوم پنجم ومقالات آموزشی شدیم،
ده هادانش آموزازفعالیت حقیردرمدارس خاص نمونه وتیزهوشان راه یافتند،
درشاخه روش های تدرس ریاضی الگوهای راازخودبین همکاران به یادگارگذاشتیم،
مدت بیست سال سرگروه پایه های پنجم وششم فعالیت نمودیم،
حقیردرشاخه های ورزشی والیبال ومخصوصافوتبال فعالیت شهری واستانی داشیم،باداشتن کارت درجه سه فیفامدتی فعالیت داوری فوتبال درده شصت داشیم،
دردوره کروناموفق به صدالی دویست صفحه ازآداب ورسوم وفرهنگ قدیم ساوه به نگارش درآمد،
متخرم خاطرات بیشترمعلمان دوره های تحصیلی رابه رشته تحریردرآورده ام،
به امیدحضرت دوست که هرچه داریم ازاوست خرسندیم که ادامه حیاتمان بااوست
سپاس
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 18:15 توسط محمد شرافت |